دنیای نابرابر کودکان
خوشبختی، رفاه، آسایش، شادی ونشاط ازیک طرف وبدبختی، فقروفلاکت درطرف دیگر، دنیای طبقاتی کودکان را تشکیل میدهد.دنیایی که مشخصه ی اصلی آن بازارآزاداقتصادی است وسلطانان آن سرمایه دارانند.نظام سرمایه داری جهانی نطام بی عدالتی هاست.این نظام برپایه استثماربناست. ماحصل این سیستم تبدیل جامعه بشری به اکثریتی فقیرواقلیتی ثروتمند می باشد.
شیوه زندگی انسانها، خوشبختی یا بدبختی رعایت حقوق یا عدم رعایت حقوق انسانهاهمه وهمه نشأت گرفته ازمکانیسم ومناسبات سازمان یافته نطام سرمایه داری است.
گفتن ازحقوق کودکان بدون تجزیه وتحلیل مناسبات اقتصادی واجتماعی چنین جامعه ای وبدون مشخص کردن منشأ بی حقوقی ها ونا برابری ها آب در هاوان کوبیدن ودر نهایت سخن به گزافه گفتن است. دنیای واقعی کودکان همین دنیای است که به عینه می بینید وبرای آن ها ملموس وقابل درک است دنیایی که فاصله های آسمان وزمینی آن از زاویه چشمان هر کودکی قابل تصور واندازه گیری است .یعنی کودک بیهوله نشین، چادر نشین وبی خانمان تصویری که ازدنیای پیرامون خودداردهمانند آنچه که محیطش براو روا داشته است می باشد.هم ابعاد فقر خانه اش را می بیند وهم کاخ وبرج پر زرق وبرق که سر به فلک کشیده وبرزندگیش سایه افکنده است، که وی راازخورشید محروم نموده است.
چهره زرد وبی رمق کودکان سخن ازسفره خالی، سوء تغذیه، عدم بهداشت، کار طاقت فرساوخانواده های فقیرآنان داردواین تصویراست واقعی اما سخت ودرد آوراز محیطی که کودکان به خاطرتعلق به خانواده های فقیرشان در آن به سرمی برند.محیطی پر مشاجره، زدوخورد، ضرب وشتم، کتک کاری، خسته کننده، پراسترس،آلوده، شاق ورنج آوراست.اغلب کودکان این محیط ها درهمان اوان کودکی دچاربیماری های خطرناک شده وسلامتی جسمانی وروانی خود راازدست می دهند وهیچ اهمیتی ندارند. کودکان خانواده های فقیربه خاطرعدم امکان مالی ازامکانات بازی، تفریحی، آموزشی وپرورشی محروم هستند. واغلب اوقات این کودکان یا بیهوده تلف می شودویا سرگرم فعالیت های بی هدف وخطرناک می شود.
بسیارند کودکانی که به خاطرعدم کفایت درآمد معیشتی خانواده هایشان در کارگاه ها یا مکان های نامناسب به کار گرفته می شوند. وازجسم بی رمق آنها با مزدی نا چیز کارکشیده می شود. یا به دست فروشی، دوره گردی درکوچه ها وخیابان ها مشغولند.همین کودکان هستند که قربانی سیاست ها و باندبازی های قاچاق موادمخدرودر دام گروهای فاسد قرار گرفته واغلب مورد تجاوزجنسی واقع می گردند.
در همین راستا دختربچه های شش، هفت ساله ای که از کشورهای مختلف توسط باندهای آدم ربایی مانند پاکستان، هندوستان، افغانستان، فلپین، بنگلادش، و... ربوده می شوند تا در اختیار سرمایه داران وشیوخ ثروتمند خلیج قرار گیرند که با آنها خوش گذرانی کرده وتن کودکانه آنها رامورد تجاوزقرار داده واستثمار نمایند.
محلاتی که کودکان فقیر درآن بسر می برند فاقد هرگونه امکانات ورزشی و تفریحی می باشد. اکثر بازی های آن ها در محل های پر گرد وخاک و نامناسب انجام می گیرد. به خاطر خصوصی بودن پارک ها وامکانات تفریحی ازیک سو و نداشتن امکانات مالی و پول از سوی دیگر این کودکان ازچنین امکاناتی هم محروم هستند. مادران کودکان بیشتر مشغول کار هستند ساعت کار آنان از استانداردهای جهانی بیشتر است واز دادن شیر و تغذیه مناسب و پرستاری کردن از کودکان خود ناتوان هستند شیرخوارگاه وکودکستان مناسب در این محلات وجود ندارد واگر هم وجود داشته باشد قادر به پرداخت هزینه آن نیستند.
در مشارکات ودرگیری های خانوادگی که حاصل فقر و دست تنگی است کودکان قربانیان بیگناه این شرایط جبری وسیستم اقتصادی اجتماعی وضع موجود هستند.
همه این مشقات وتیره روزی ها که دنیای واقعی کودکان را فرا گرفته است تنها گوشه ای از ستمی است که بر کودکان می رود. این وضع آشکارا ونهان سازمان یافته وبدون سازمان زندگی کودکان را ضایع می کند . در مقابل دنیای فقیرانه کودکان، دنیای دیگر وجود دارد که سرشار از نازونعمت وخوشبختی است. کودکانی که خانه های شان مناسب ومجهز به کلیه مکانات رفاهی است.سر سفرها یشان لبریز از نعمات رنگارنگ است واز امکانات آموزشی، تفریحی، ورزشی، مدرن و سالم برخوردارو محیطی پر از امنیت، آسایش و نشاط را دارا هستند. جامعه همه امکاناتش در جهت سرویس دادن به فرزندان ثروتمند می باشد امکانات یاد گیری مناسب با شرایط زمان، سن و مکان در اختیار دارند و به آ نها آموخته می شود چگونه استثمار کنند، کودکان دنیای فقیر را چگونه تحقیر، سرزنش و تحت سیطره خود درآورند. طرزتفکر آن ها آن چنان است که گویا نابرابری ها خدادادی است وهمه امتیازات از آن سرمایه داران بوده وهست واما برای بینوایان در این دنیا حقی نیست. اما این تراژدی قابل تغییر است با دست توانای انسان امروز.
آری؟ با آگاهی به این وضعیت و برخاسته از چنین شرایطی نابرابر، مدافعان حقوق بشر منادیان اندیشه برتر، جنبش ها و کانونهای دفاع از حقوق کودکان در سرتاسر جهان به میدان آمده اند که با طرح ها ونقشه ها و برنامه های نظری وعملی خود جامعه بشری را در راه ایجاد یک زندگی یکسان وبرابر برای همه به ویژه کودکان یاری و رهبری نمایند و با ایجاد تشکل های مختلف، سمینارها، متینگ ها، اعتراضات و رایزنیهای گوناگون در صدد راه کار های عملی وآنی برای مقابله با هر گونه تعرض به حقوق کودکان وتأمین شرایط مناسب برای یک زندگی شایسته کودکان امروزهستند.
باشد که ما به عنوان صاحبان اندیشه برتر وشهروندان جامعه مدنی تمام توان خود را در راستای این تلاش جهانی سازمان داده با فعالیت های مدنی و مدن خود به مصاف با هر گونه تهدیدی که امیدهای آینده جامعه ما یعنی کودکان را مورد تعرض وبی حقوقی قرار می دهد برویم و به خیل آینده سازانی بپیوندیم که با شعور اجتماعی خود برآنند که دنیا را بهتر بسازند و با کارو تلاش فکری وعملی خود خوشبختی را برای همه به ارمغان آورند.کودکان امروز دنیای را برای بهتر زندگی کردن از ما می خواهند.
آزادزمانی