فقط چهارده ساله بود!

زیر شلاق ماه رمضان، شکنجه کش شد!

 

 

پسرچهارده ساله ای  در شهر سنندج، در ماه رمضان به اتهام روزه خوارى بازداشت و از طرف قاضى دادگاه عمومى سنندج به ٨٥ ضربه شلاق محکوم شد.

 

و پنج شنبه ٢٣ آبان حکم اجرا شد و نوجوان  محکوم، در حين اجراى حد شرعى، بعد از وارد آمدن پانزدهمين ضربه شلاق، جان خود را از دست داد.  باوجود جان باختن اين نوجوان بى گناه، اما ضربات شلاق مقرر شده طبق حکم اسلام، همچنان بر تن بيجان او ميبارد. تا طبق احکام تعزیرات اسلامی  اگر محکوم "نیم کش" است،  "تمام کش" شود!

 

پس از مرگ اين نوجوان ١٤ ساله، براى جلوگيرى از پخش خبر واقعه، و از ترس خشم مردم، مقامات دولتى والدين نوجوان شکنجه کش شده را مجبور به سکوت مطلق ميکنند. آنها از ترس ازدحام مردم ، خانواده را مجبور ميکنند که مراسم دفن را بتعويق انداخته و آنرا تنها با حضور اعضاى خانواده برگزار کنند. هویت این نوجوان قربانی تعزیرات اسلامی ماه رمضان، هنوز کشف نشده است. و همه این به خاطر رفع گرسنگی، یا برطرف کردن تشنگی، و یا حتی هوس خوردن و نوشیدن از طرف نوجوانی ١٤ ساله، و همه این به خاطر ارضای نیازی به این اندازه ابتدایی و طبیعی،  اتفاق میافتد.

اين جنايتى ترسناک عليه بشريت است! جمهورى اسلامى ايران بايد به خاطر ارتکاب این جنایت محکوم شود. قاضی شرع و مجری حکم و قانونگذار این حکم غیر انسانی، همه باید محاکمه شوند.

باید فشار آورد که هویت این نوجوان قربانی فورا معلوم شود و خانواده او در آرامش و امنیت حقایق مربوط به  شکنجه کش شدن نوجوانشان را بازگو کنند.  

این اولين بار نيست که کودکان در ايران بدست رژيم اسلامی ایران به قتل ميرسند. عاطفه رجبى ١٥ اوت امسال اعدام شد. وقتى که او به اتهام رابطه خارج از ازدواج بدار آويخته شد، ١٦ سال بيشتر نداشت. ژيلا ايزدى و برادرش از تابستان امسال به اتهام رابطه نامشروع در زندان بسر ميبرند. ژيلا و برادرش ١٣ و ١٥ ساله هستند. ژيلا ابتدا به سنگسار محکوم شد اما بعد از اعتراضات شديد بين‌المللى اين حکم به زندان تغيير يافت. گذشته از زندان، شلاقکارى هم بخشى از مجازات ژيلا و برادرش بوده است.

 

کودکان، مستقل از اینکه در کدام جغرافیا متولد شده اند و مستقل از اینکه علیرغم میل شان در کدام محیط اسلامی زندگی میکنند،  باید از تعرض مذهب و از تعرض اسلام  مصون باشند. مذهب به کودکان هيچ ربطى ندارد. ماه رمضان هر چقدر هم براى پيروانش مقدس باشد، بايد تنها بعنوان مسئله و امرخصوصى خودشان تلقى شود. کودکان نبايد بهیچ وجه تاوان علائق و ايده‌هاى بزرگسالان، حکومت  و والدينشان را در مورد خدايان، عذابهاى جهنمى، رستاخيز، حلول مجدد ارواح يا هر خرافه ديگرى، را  پس بدهند. در هيچ جاى اين جهان نبايد اجازه داد که مذهب زندگى کودکان را به فنا بکشد. امنيتشان را بر هم بزند، حق شادمانى و شاد بودن و ارضاى نيازهاى طبيعى فيزيکى و روحيشان را ازشان بگيرد. مذهب را بايد همه جا به حيطه خصوصى افراد راند و ورود به دنياى کودکان را بر آن ممنوع کرد. و کودکان باید مصون از تعرض مذهب رشد و زندگی کنند.

 

در ایران قوانين ، از حقوق مدنی تا قانون جزا و قانون خانواده،  تماما کودک ستیزند. طبق قانون دختران از نظر جنسی از سن ٩ سالگى،  بالغ شمرده ميشوند. جدايى پسر و دختر از همان شروع مدرسه آغاز ميشود. والدين، تقريبا قدرت و اختيار بلامنازع بر زندگى و مرگ فرزندانشان دارند و دولت هيچ مسئوليت اساسى در قبال زندگى و بهزيستى کودکان در جامعه بر دوش نگرفته است. در حمایت  قانون، اين مذهب است که زندگى و رشد کوکان را قالب ميزند و خارج از محدوده بسيار تنگ، مختنق و محدود قوانين رسمى ارتجاعى اسلامى، عشق و لذتهاى نرمال زندگى ممنوع هستند.

 

شکنجه کش شدن نوجوان بی گناه چهارده ساله در سنندج، به خاطر روزه خواری،  یکی از محصولات نفرت انگیز دست درازی مذهب به کودکان در ایران است.

 

"اول کودکان" همه مردم در سرتاسر جهان، دولتها، احزاب سياسى و سازمانهاى مدافع حقوق بشر و بويژه سازمانهاى مدافع حقوق کودک را فرا ميخواند که علیه شکنجه کش شدن این نوجوان بیگناه توسط حکومت اسلامی ایران، اعتراض کنند. اول کودکان به سهم خود تلاش خواهد کرد که اجازه ندهد پرونده این جنایت در خفا و سکوت، بسته شود و تمام تلاش خود را برای بسیج هرچه بیشر برای اعتراض به حکومت اسلامی و قوانین کودک ستیزش، بکار خواهد بست. و در این راستا همه مردم انسان دوست را فرا میخواند که در کنار ما، و دست در دست فعالین اول کودکان، اجازه ندهند که حکومت اسلامی و قوانین جزايی آن بیش از این قربانی بگیرد.

  

 

سليمان قاسميانى

 

از طرف دفتر مرکزى اول کودکان

 

١٧-١١-٢٠٠٤