فعالين اول کودکان

جامعه سوئد را بار ديگر متوجه ابعاد مخرب مدارس اسلامى کردند

گزارشى از سمينار اول کودکان در مورد بستن مدارس مذهبى در سوئد

ترجمه و تلخيص از متن سوئدى

هلاله طاهرى

halale_taheri@yahoo.com

روز ٢٤ آوريل در دفتر سازمان نجات کودک در شهر استکهلم سمينارى تحت عنوان چگونه مدارس مذهبى جلو رشد کودک را ميگيرند برگزار گرديد. موضوع بستن مدارس مذهبى در سوئد بحثى‌ست که در چند سال اخير از جانب حنبش برابرى‌طلبى و مدافعين حقوق کودک پيگيرانه دنبال ميشود. در سوئد مدارس خصوصى و از جمله مدارس مذهبى از دولت سالانه ميليونها دلار بودجه ميگيرند. هزاران کودک در راستاى اين سياست براى هميشه به همراه خانواده‌شان در گتوهاى پناهندگى به فراموشى سپرده ميشوند. تاثيرات غير انسانى مذهب بر کودکان خردسال آنها را ايزوله و به بيرون جامعه پرت ميکند. آموزش آپارتايد جنسى و اذيت و آذار جنسى کودکان در اين مدارس آنچيزيست که گتوهاى اسلامى بر مردم تحميل کرده‌اند. سمينار اول کودکان در دو هفته قبل بار ديگر جامعه را بسوى اين بحث مهم بازگرداند.

از ماهها قبل مقاومت مسئولين دولتى که نگران رودرويى با فعالين اين عرصه و مردم معترض بودند شروع شده بود. چند تن از مسئولينى که سالها در اين جنايت شريک جرم جريانات مذهبى هستند و با تصويب بودجه‌هاى کلان به سران قبايل در به راه انداختن اين مدارس کمک کرده‌اند به اين سمينار فرا خوانده شدند.

سمينار با سخنرانى افتتاحيه کريم شاه‌محمدى، مسئول اول کودکان واحد استکهلم شروع شد. او در آغاز به بمباران عراق و وضعيت کودکان اشاره کرد و پشتيبانى خود را با مردم عراق اعلام نمود و به وضع فلاکتبار کودکان اشاره کرد. در پايان با طرح سوال آيا بايد کودکان بر مبناى مذهب والدينشان آموزش داده شوند؟ پانليستها را به محل جلسه فراخواند.

پانل ترکيبى از ٦ نفر از نمايندگان دولت، جريانات مدافع و مخالف مدارس مذهبى و فعالين اول کودکان بودند. گرداننده پانل، ويدار آندرشون از فعالين نجات کودک بود که در اين مباحث با اول کودکان کارهاى مشترکى را پيش برده‌اند. او در مقدمه گفت: امروز در سوئد ٧٠ مدارس مذهبى داير است. اين براى سوئد پديده‌اى جديد و غيرعاديست. تا چند سال قبل کسى باور نميکرد با چنين آمارى از رشد اين نوع از مدارس روبرو گردند.

سليمان قاسميانى مسئول و سخنگوى اول کودکان در سوئد در نوبت خود بر اهميت حرکت کردن از سر نياز کودک و نه انتخاب والدين به دفاع از ممنوعيت مدارس مذهبى پرداخت. به نظر او نياز کودک بايد در مرکز توجه بزرگسالان قرار گيرد. او معتقد است که مدارس مذهبى به اين نياز جوابگو نيستند. مذهب امر خصوصى بزرگسالان است. رشد فکرى و عقلايى کودک براى آناليز مسائل دنياى بزرگسالان در حدى نيست که بتواند در رد يا تاييد يک مذهب تصميم بگيرد. اجازه بدهيد که کودک بعنوان يک کودک آزاد باشد. اين حق اوست. وقتى آنها با هم بازى ميکنند معمولا برايشان مهم نيست که همبازيشان از کجا آمده و چه مذهبى دارد. اين تبين و عملکرد بزرگسالان است که ميان آنها و ديگر همبازيانشان مرز قومى ميکشند.

آنا ماريا نارتى معتقد است که اين مدارس براى گروههاى قومى ضرورى و مهم است چرا که آنها براى بازيابى هويت قومى و مذهبى خود لازمست که مکانى داشته باشند. کليسا و مسجد از آن جمله است. ما بايد به فرهنگ ديگران احترام بگذاريم، انسان بايد پيشينه فرهنگى خود را بشناسد.

پله کارلسون، اومانيست و محقق مدارس مذهبى ميگويد من مخالف مدارس مذهبى نيستم، اما بايد مواظب بود که آنها تمام موازين مدارس دولتى را در سوئد رعايت کنند و برنامه عمل سراسرى را در مدارسشان به اجرا در بياورند. اما من يک نگرانى ديگر هم دارم، چنانچه مدارس مذهبى رشد کنند امکان رشد جوامع کوچک در سوئد وجود دارد که اين خود براى آينده جاى نگرانيست.

سوعاد محمد، نماينده زنان مسلمان ميگويد که طرح و شعار بستن مدارس مذهبى در ميان مسلمانان وحشت آفريده است. دمکراسى مدل سوئد خيلى‌ها را از تمام جهان به اينجا کشانده تا آزادانه مذهب و فرهنگ خودشان را در ميان مليت خود تبليغ و به بکار ببرند. طرح ممنوعيت مدارس فقط دشمنى ميان مسلمانان و ديگران را تشديد ميکند.

اسمائيل مولودى به فرامين قران اشاره ميکند که چگونه زنان و کودکان جزو مايملک مرد بحساب مى‌آيند. او ميگويد در مدارس مذهبى با تدريس قران به کودک ياد داده ميشود که زنان از جنس ديگرند. او با نمونه‌هايى که نشانگر آپارتايد جنسى و تبليغ آن در اين مدارس است چندين بار از جانب حاضرين تشويق شد.

بوسه نيبرى معتقد است که بايد مسائل کودکان را از زاويه ديد کودک هم ديد. نيبرى فکر ميکند که بايد خود کودک مورد سوال قرار گيرد که براستى او چه ميخواهد.

کارل ليندبرى، سکرتر وزير مدارس و به عنوان نماينده دولت ميگويد که مسئله مطرح شده از جانب برگزارکنندگان اين پانل واقعيست. همه مدارس سوئدى بايد قوانين عمومى ابلاغ شده را رعايت کنند. همه مدارس بايد آموزش مذهب را در دستور بگذارند. هر چند که نبايد اين آموزشهاى ويژه کودک را تحت تاثير بگذارد و يک جانبه‌نگر سازد. کودک بايد در مرکز ثقل توجه قرار گيرد و آزادانه امکان شناخت محيط پيرامون خود را داشته باشد.

سليمان قاسميانى در بخش دوم پانل و در جواب به اظهارنظر دور اول پانليستها ميگويد: شما از واژه ممنوعيت يک هيولا ميسازيد. در اين جامعه خيلى چيزها بدرست ممنوع است. ممنوعيت مدارس مذهبى به معناى ممنوعيت دين نيست بلکه بحث بر سر تحميل عقايد بزرگسالان بر کودکان است. من خودم آتيستم، اما مبلغ بى‌خدايى براى پسرم نيستم. من با او بحث مذهب نميکنم، منتظرم او به سنى برسد که اين آمادگى را در او ببينم تا با او بحث کنم. به نظر من مدرسه بايد براى کودک محلى آزاد باشد که او بتواند در فاصله اين ساعتها چيزهاى جديدى که در خانه يافت نميشود را تجربه کند. تحمل کودکان گاهى بيشتر از والدينشان است. اين والدين هستند که با تحميل مدلهاى تربيتى و فرهنگى خود کودکان را تحت فشار قرار ميدهند. چه کسى در مقابل اين وضعيت مسئول است؟

اسمائيل مولودى در همنظرى با قاسميانى ميگويد: مدرسه محل تربيت سرمايه جامعه آينده خود است. در مدارس مذهبى اين سرمايه مهم را از کل جامعه جدا ميکنند. دولت همواره جانب والدين و نه حقوق کودکان را گرفته است.

سواد محمد ميگويد ممنوعيت مدارس مذهبى طرحى غلط است و اگر چند مدرسه وظايفشان را خوب پيش نبرده‌اند نبايد همه مدارس را به تعطيلى کشاند. او درجواب به شرکت کنندگانى اين را گفت که خود از مدارس مذهبى و برخورد غير انسانى به کودکان انتقاد داشتند و نمونه‌هايى ديده بودند. او همچنين معتقد است که سوئدى ها نميتوانند خانواده‌هاى مسلمان را درک کنند که آنها براى فرزندانشان در بيرون خانه نگرانند که آنها چه کسانى را ملاقات ميکنند و مشغول چه کارى هستند.

فضاى سمينار بطور کلى عليه مدارس مذهبى بود. بخشى از پانليستها و اکثر شرکت کنندگان با طرح سوالات و آوردن فاکتهايى از مدارس مذهبى عرصه را به تبليغات مذهبى و راست مدافعين مدارس مذهبى تنگ کرده بود. آنا ماريا نارتين ضمن اعلام مخالفت با مذاهب افراتى از قانون سوئد دفاع ميکند و ميگويد که بايد طرح عمومى مدارس از جانب دولت در مدارس آزاد و از جمله مدارس مذهبى هم اجرا شود. او ميگويد بايد به درخواست اقليتهاى کوچک براى مدارس مذهبيشان گوش داد و نبايد کودک را تا اين حد که شما ايداليزه ميکنيد تصوير کرد. حق والدين را فراموش نکنيد.

کارل ليندبرى، نماينده دولت که در شروع بسيار محتاط بود اکنون به نکاتى هر چند ضعيف اعتراف ميکند و ميگويد: من به بازديد تعدادى از مدارس مذهبى رفتم و وقتى گزارش کارشان را ديدم بسيار وحشتناک بود. تقريبا هيچگونه از خودگذشتگى در کارشان نبود. روش کارشان عقب مانده و افراطى بود. وقتى که به آنها اجازه کار داديم ميبايستى دقت بيشترى ميکرديم. کودکان در اين مدارس ايزوله ميشوند و اين باخت ما در طرح مدارس مذهبى بود.

نقش شرکت کنندگان در بحثها قابل توجه بود. مباحث مهم اين پانل درست روز بعد به مطبوعات سوئد کشيده شد. رپرتاژ افشاگرانه عليه مدارس مذهبى و سخنان سليمان قاسيميانى در مصاحبه‌هاى سوئدى و فعالين ديگر اين عرصه چون اسمائيل مولودى اين موضوع را به صدر مباحث عمومى جامعه برد. عليرغم تلاش دولت براى مسکوت گذاشتن جنايات مدارس مذهبى سريعا خبر آن برسر زبانها افتاد. چندين بار وزير مدارس و مسئولين دولت به استيضاح کشيده شدند. موافق و مخالف اين موضوع بارها به مصاحبه فراخوانده شدند. نقش اول کودکان و آلترناتيو پيشنهادى براى نجات کودکان در محيطهاى اسلامى بيش از هر زمان مطرح شد. براى مردم و معترضين به مدارس مذهبى فعاليت اول کودکان جاى قدردانى و همکارى, و براى جريانات اسلامى و هواداران نسبيت فرهنگى جاى نگرانى و ناامنى در ادامه کارشان بود.

اول کودکان واحد سوئد با فعاليت دوره اى که داشت توانست جامعه سوئد را به خود جلب کند در طول اين مدت تعدادى از علاقمندان و مدافعين حقوق کودک به عضو اين نهاد در آمدند.

در ادامه فعاليتهاى افشاگرانه اول کودکان رئيس مدرسه الفجر در شهر وستروس مورد بازخواست پليس قرار گرفت اين رئيس هنگامى که مخفيانه از او فيلمبردارى شده بود علنا از تنبيه کودکان دفاع ميکرد. اين در حاليست که در کشور سوئد کتک زدن کودک ممنوع است. همچنين اول کودکان در نامه‌اى به پارلمان سوئد اداره آموزش و پرورش را به خاطر اجازه کار به مدارس مذهبى و عدم کنترل أنها مورد بازخواست قرار داد.

اين بحث راه بازگشت ندارد. راه جلو بردن آن، بستن مدارس مذهبى و جلوگيرى از دخالت جريانات اسلامى و فرهنگهاى عقب‌مانده در سرنوشت مردم و بويژه کودکان است.

اول کودکان- واحد سوئد

٢٠ مه ٢٠٠٣