و تباهى کودکان
جشن آدمک برفى ها!
ثريا شهابى
٦ فوريه ٢٠٠٣
خشونت در حق کودکان در ايران بيداد مى کند. هرچند که گذاشتن نام خشونت بر آنچه که بر سر کودکان در ايران مى آيد، اغماض بزرگى است. دستان کثيف فقر، تعرض و دخالت اسلام در جزئى ترين زندگى کودکى، تباهى عظيمى را به دو نسل از کودکان در ايران تحميل کرده است. هر روز گوشه اى از فجايع زندگى کودکان به سرتيتر روزنامه ها کشيده ميشود. کودکان خيابانى، کودکان کار، کودکان بزهکار، کودکان تن فروش، دختران فرارى و اخيرا کشف جنين نوزادان در زباله دانها و صنعت کشتن و ربودن و قاچاق اعضا بدن کودکان!
کودکان در ايران در منگنه خشونت و سرکوب و تباهى سيستماتيک و قرون وسطايى قرار دارند. هيولايى بنام حکومت اسلامى بالاى سرشان است که زندگى، غدا، مسکن، شادى، تفريح، تحصيل و مداواى آنها را دو نسل است گروگان گرفته است و آن را قربانى منافع سياسى و ايدئولوژيک خود کرده است. خشونت در حق کودکان در ايران، سيستماتيک، شرعى و قانونى است و تنها با درهم شکستن ماشين حکومت اسلامى متوقف و امکان مداوا مييابد. در مورد عملکرد کودک ستيزى حکومت اسلامى بى ترديد ميتوان هزاران هزار کتاب نوشت. هفته اى نيست که دهها گزارش تکان دهنده از ابعاد فقر و تباهى و جنايت در حق کودکان، در روزنامه ها منتشر نشود! مقابل روند انهدام کودکان در ايران را تنها و تنها با به زير کشيدن عاملين مستقيم آن، تنها با نابودى حکومت قرون وسطايى اسلامى ميتوان سد کرد. اين را همه ميدانند. هيچ راه حل ميانه اى براى نجات کودکان در ايران وجود ندارد. مرخض کردن حکومت اسلامى پيش شرط دست زدن به هر اقدام جدى براى تغيير جامعه بنفع کودکان است.
اما تباهى و سياهى که سر تيتر اخبار روزنامه هاى ايران است، همه واقعيت زندگى کودکان در ايران نيست. در دل اين تباهى يک جنبش انسانى، متمدن و کودک دوست رشد مى کند. در روز هاى اخير، روزنامه هاى رژيم در گوشه کوچکى نوشتند که بيست هزار نفر در سنندج اجتماع کردند و جشن ساختن آدمک برفى برگزار کردند. اما اين فقط يک جشن زمستانى براى شادى نبود. اخبار مستقيم و غير دولتى در مورد اين مراسم ميگويد:
يازدهم بهمن، بيش از بيست هزار نفر از مردم سنندج به طرف پارک اميريه، راهپيمايى مى کنند تا در يک مراسم شاد و نمايشى، اعتراضشان به حکومت و دفاع شان از حقوق کودکان را نشان دهند. مردم پس از اجتماع در پارک، جشن هزاران نفره ساختن آدمک برفى برپا مى کنند و مراسم باشکوهى از اعتراض و دفاع از کودکان برپا مى کنند. اين مراسم تمام طول روز، از نه صبح تا شش بعد از ظهر ادامه مى يابد. مردم با لباس هاى شاد و غير اسلامى، پيکره هايى با مضامين خاص عليه بى حقوقى کودکان، عليه خشونت و در اعتراض به رژيم مى سازند. هر آدمک برفى سمبلى ميشود براى اعتراض! هر عروسک و پيکره ساخته شده از برف، گوشه اى از اعتراض مردم به بى حقوقى کودکان را به نمايش مى گذارد. مثلا در دستان بعضى از آنها تابلوهايى است که روى آنها نوشته شده «کودکان بى سرپرست را حمايت کنيد! خشونت ممنوع!»
يازدهم بهمن چهره زشت و دلخراش فقر و تباهى کودکان در ايران با نمايش زيبا و باشکوه مردم سنندج در دفاع از کودکان، کنار زده شد. اين تنها جلوه کوچکى از پتانسيل بالاى جنبش انسانى دفاع از کودکان است. اين جلوه عظيم اعتراض نسبت به وضعيت کودکان و براى احقاق حقوق انسانى آنها، بايد و ميتواند به همه جاى ايران گسترش يابد. بايد جامعه را بنفع ايجاد يک جامعه مرفه، شاد و انسانى براى کودکان تغيير داد. جشن آدمک برفى ها در سنندج قدمى در اين راستا است.
واقعيت اين است که جنبش دفاع از کودکان در ايران، جنبشى قوى، نيرومند و در صحنه است. فعالين اين جنبش را ميتوان در جشن آدمک برفى هاى سنندج، در اعتراض معلمان، در اعتراض دانشجويان، در مبارزه زنان، در اعتصابات و اجتماعات کارگرى و در يک کلام در جنبش سرنگونى حکومت اسلامى به وضوح ديد. اين جنبش بايد مهر خود را بر جنبش سرنگونى بزند و منافع، آينده و خوشبختى همه کودکان جامعه را در صدر خواست هاى مردم در سير به زير کشيدن آنها قرار دهد. بايد تامين بدون قيد و شرط و فورى رفاه و خوشبختى کودکان را مقدم بر هرچيز ديگرى قرار داد. رژيم اسلامى رفتنى است. کودکان را بايد مقدم داشت، دريافت و خوشبخت کرد.! اين کار شدنى است.