ه پيروزى آمريکا براى کودکان عراق
«آنها تفنگ و بمب دارند، هوا سرد و گرم خواهد شد و ما خيلى زياد خواهيم سوخت»، آسم ٥ ساله، يک کودک عراقى، چند هفته پيش از حمله به عراق مى گويد.
٣٠ ژانويه سازمان «کودک و جنگ» شعبه کانادا، گزارش مفصلى در مورد عراق، از تحقيقات يک تيم بين المللى مستقل متشکل از محققين، بررسى کنندگان جنگ و تاثير آن بر مردم و ... منتشر کرد. بخشى از اين گزارش مشاهدات مستقيم و مصاحبه هاى اين تيم است با مردم و کودکان در عراق، در فاصله ١٩ تا ٢٦ ژانويه امسال. يعنى حدود هشت هفته قبل از بمباران عراق!
گزارش مى گويد: اغلب بچه ها نگران کشته شدن اعضا خانواده و بى سرپرست شدن هستند. غالبا از سردرد، کابوس، شب ادرارى و عدم تمرکز حواس، رنج مى برند. والدين گاهى آنها را با دادن قرص واليوم آرام و خواب مى کنند. بيشتر آنها دچار بى اشتهايى و تب هاى طولانى هستند. کوچکتر ها گاهى فرار مى کنند و در کمد ها پنهان مى شوند و پناه مى گيرند. غالبا مقدارى غدا و اسباب بازى هم همراه خود مى برند! خيلى هايشان به بزرگسالان التماس مى کنند که از منزل خارج نشوند تا کشته نشوند و آنها را تنها نگذارنند.
اين گزارش در مقدمه خود، با اشاره به فجايع زندگى کودکان بعد از جنگ خليج و تحريم اقتصادى دوازده ساله، مى نويسد، «اين تصور که درد و رنج کودکان عراق از اين بدتر نمى شود، واقعيت ندارد».
حرفهاى بعضى از اين جوانان و کودکان در مورد جنگ، در پاسخ به سئوال هاى تيم را بخوانيد:
٭ «آنها از بالا، از آسمان مى آيند، و ما را مى کشند و نابود مى کنند. من ميتوانم به شما توضيح دهم که ما از اين، هر روز و هر شب مى ترسيم.» شيما ٥ ساله مى گويد.
٭ «من بيشتر وقتها فقط يک فکر در سر دارم، معلوم است جنگ، يعنى مردن براى من و خانواده من.» آيزار ١٨ ساله مى گويد.
٭ «ما مى دانيم که نابودى و مرگ زيادى ببار خواهد آمد. من بيشتر از هرچيز نگران وضعيت بعد از آن هستم. اگر من هنوز زنده باشم.» اسيرا ١٦ ساله.
٭ ايسا ١٠ ساله، آرزو مى کند که پيغامى براى جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريکا بفرستد و بگويد که «بچه هاى عراقى زيادى کشته خواهند شد. شما آنوقت آن را در تلوزيون خواهيد ديد و پشيمان خواهيد شد.»
شهاد ١١ ساله مى گويد: «من فکر نمى کنم آنها خيلى ها را بکشند. اين باور کردنى نيست. مردم آمريکا به ما سمپاتى دارند. به اين خاطر که ما صلح دوستيم. و نمى خواهيم به آنها حمله کنيم.».
٭ «پس يعنى ما فقط چهار روز زنده مى مانيم!» سئوال يک کودک عراقى از والدينش است، بعد از شنيدن خبر آخرين اولتيماتوم بوش براى حمله به عراق!
به اين تصوير عکس العمل تعدادى از بچه ها در خارج عراق، را اضافه کنيد.
٭ يک کودک ايرانى ساکن آلمان، بعد از ديدن تصاوير حمله به عراق مى گويد: «بچه ها خونه ندارن، پوستشون سوخته، تنها هستن، مادر و پدرشون مردن!»
٭ «نمى شه يه جورى بچه ها را از عراق خارج کرد تا آمريکايى ها نتونن اونها را بکشن؟» حرف يک کودک آلمانى است.
٭ «مامان! ميدانى آيا آن کسى که تلويزيون ميگه در حمله به عراق مرده، پدر بوده يا نه؟» سئوال يک کودک ٩ ساله در غرب بعد از شنيدن خبر مرگ فقط يکى از مردم عراق!
نيمى از جمعيت ٢٥ ميليونى عراق کودک و نوجوان است، کسانى که نقشه حمله به زندگى و سلامت آنها رسما و علنا به والدين شان، خودشان و جهانيان اعلام شد و به اجرا درآمد. سيزده ميليون کودک عراقى پيش از حمله آمريکا به خاطر بمباران دور «جنگ خيلج» و تحريم اقتصادى بيش از يک دهه، ناتوان، از نظر جسمى و روانى ضعيف شده بود. همه بچه ها تماما وابسته به جيره غدايى دولت بودند، نيم ميليون آنها دچار سوتغذيه و از هر پنج کودک بدنيا آمده يکى تا سن پنج سالگى، غالبا به خاطر اسهال و بيمارى هاى تنفسى، مى مرد. روزانه پانصدهزار تن فاضلاب وارد سيستم آب آشاميدنى ميشد.
کودکانى که به خاطر پياده شدن سياست هيئت حاکمه آمريکا براى تثبيت نظم نوين جهانى اش، هدف قرار گرفته بودند، باز مجداد مورد حمله قرار گرفتند. خيلى هايشان با قصاوت تمام کشته شدند. بقيه هم از مسکن و سرپناه، اندک جيره غدايى، دارويى، بهداشت، آب آشاميدنى و سلامت تماما محروم شدند. و همه اين فاجعه را دولتهاى «متمدن و محترم» آمريکا و انگليس بيشرمانه «پيروزى» و «آزادسازى» خواندند. برايش جشن پيروزى بپا کردند که صدام رفت!
حمله به عراق يکى از شرمگينانه ترين لحظات تاريخ سرمايه دارى است. آنچه بچه ها قبل از جنگ گفتند، احساس کردند و بعد نصيب شان شد را بايد نشان «افتخارى» کرد بر گردن هيئت حاکمه آمريکا و انگليس! تاريخ، جنايتکاران زيادى را تجربه کرده است. اما جهان هرگز اينچنين با چشمان باز اوج توحش ضد انسانى جنايتکاران را لحظه به لحظه مشاهده نکرده بود!
بشريت نمى تواند اين فاجعه را ساده از سر بگذراند. و بى ترديد از آن به سادگى نخواهد گذشت! مردم بى ترديد يقه جنايتکاران را خواهند گرفت. و کسانى که به خاطر منافع حقير ملى، مذهبى، قومى و قبيله اى، به اميد احيا تاج و تخت سلطنت، يا به خاطر سرزمين و ميراث ملى و قومى، بدنبال جانيان، بر اين همه قصاوت و توحش نام «آزادسازى» دادند، شريک «افتخارات» اين فجيع ترين آدمکشى از کودکانند. بشريت آنها را هم در کنار برادر هاى بزرگترشان بوش و بلر، خواهد نشاند. قاتلين کودکان عراق بايد به خاطر جناياتشان پاسخگو باشند! اين کمترين کيفرخواست قربانيان کوچک توحش سرمايه دارى در عراق است.
رئيس اول کودکان
ثريا شهابى
١٨ آوريل ٢٠٠٣