اسلام او را کشت!
ژانويه ٢٠٠٣، سالگرد مرگ فادومه
ثريا شهابى
چنين اتفاقى چطور ممکن است؟ ٢١ ژانويه ٢٠٠٢ فاطمه ساهيندال ٢٦ ساله، در سوئد بدست پدرش به قتل رسيد. اين قتلى احيانا از سر جنون آنى، يا حاصل گلاويز شدن کسى با کسى، و يا يک قتل غير عمد نتيجه زياده روى در خشونت نبود. پدرى با نقشه و تجهيزات و تفنگ، از ١٩٩٨ در کمين دخترش در انتظار کشتن او نشسته است. تکان دهنده، اما واقعى است. چرا؟ مگر فاطمه چه کرده بود؟ جرم او چيزى جز اسلامى رفتار نکردن، نبود! او نه کسى را کشته بود، نه مال کسى را دزديده بود، و نه کمترين آسيبى به کسى و چيزى زده بود.
بيچاره فاطمه که در خانواده اى مسلمان متعصب بدنيا آمد. بيچاره سارا ١٥ ساله و پيلا ١٩ ساله که آنها هم در سوئد توسط اعضا خانواده مسلمان به دليل مشابه به قتل رسيدند. و بيچاره دخترانى که در چنگال اسلام اسيراند.
داستان مرگ فاطمه، سارا و پيلا، به اين خاطر که در سوئد اتفاق افتاد، را همه شنيدند. داستان مرگ هزاران هزار فاطمه اى که پشت درهاى بسته و در جوامع مذهب زده و اسلام زده، توسط اعضا خانواده به قتل مى رسند را کسى اما، نمى شنود. ابعاد فاجعه قتل دختران، توسط اعضا خانواده هاى مسلمان، بسيار دهشتناک تر از چند موردى است که خبرش پخش مى شود.
اما اين چه عقيده، ايدئولوژى، مذهب، فرهنگ و اخلاقى است که از يک پدر، قاتلى حرفه اى مى سازد و او را به جان دخترش مى اندازد؟ مگر نه اينکه فرزند جگرگوشه والدين است؟ چطور کسى به خود خنجر مى زند؟ چطور پدرى بر روى دخترش اسلحه مى کشد؟
واقعيت دارد! نمى توان گفت اين توحش است. نمى توان گفت اين کارى است که فقط از حيوانات ساخته است. وحوش و حيوانات با بچه هايشان چنين نمى کنند. اين فقط از جانوران اسلامى ساخته است. جانورانى که پيش از ارتکاب به جنايت از انسانيت، عاطفه و احساس تهى شده اند. اين بلايى است که مذهب و اسلام بر سر عقل، احساس و فکر بشر مى آورد. مذهب جلوه کثيفى از خودبيگانگى بشر است. مذهب اسلحه اى خطرناک، پوشيده و تطهير شده است. اين سلاح قرنها است آدم مى کشد.
قرآن را بدون تعصب و تفسير هاى «خودساخته» بخوانيد. ببينيد، شما را به کشتن و ريختن خون دخترانتان، همسرانتان، فرزندانتان، بيگانگان و غير معتقدين دعوت نمى کند؟ قرآن را بخوانيد و ببينيد اگر مطابق آموزش هايش رفتار کنيد، اگر به احکام و ارزشهايش «ايمان» آوريد و به پاى اجرايش برويد، از شما هم همان جانور بى شعور و خطرناکى که سه سال براى ريختن خون دخترش نقشه مى ريزد و امکانات فراهم مى کند، تبديل نخواهد کرد؟ اجراى احکام اسلامى در زندگى خصوصى و اجتماعى اسلحه خطرناک و پنهانى است که کسى را به خاطر حمل و استفاده از آن دستگير و مجازات نمى کنند.
واقعيت اين است که مغر و احساس پدرانى چون پدر فاطمه، پيشتر توسط اسلحه مخرب تر مذهب متلاشى شده است. اسلام پيشتر انسانيت، شعور، منطق و احساس اينها را کشته است و آنها را به حيوانات هار و بيمارى تبدل، و رها کرده است. و حقيقت اين است که فاطمه، سارا و پيلا را اسلام کشت.
اسلام را بايد بدور انداخت. انسان به اين سم کشنده نيازى ندارد. انسان به اين عقيده و مذهب آدم کش احتياج ندارد.
اگر کمونيست ها ضد مذهب و اسلام اند، بخاطر شناخت واقعى آنها از قدرت تخريبى اين اسلحه سرد است. اگر کمونيست ها ضد مذهب واسلام اند، بخاطر خلوص انساندوستى آنها است. مذهب افيون توده ها، جلوه از خودبيگانگى بشر و سم مهکى است، آن را بايد بدور انداخت.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
اولين بار در «جوانان کمونيست» شماره ٢٣ دوازدهم بهمن ١٣٨٠ (يکم فوريه ٢٠٠٢) تحت عنوان «چطور ممکن است؟» چاپ شد. اينجا با اندک تغييراتى مجداد چاپ ميشود.
هفدهم تا نوزدهم ژانويه امسال، در سالگرد قتل فاظمه و در بررسى قتل هاى ناموسى، در سوئد سمينار سه روزه اى توسط فعالين دفاع از حقوق زنان برگزار ميشود تا کيفرخواست و صداى اعتراض قربانيان بى گناه و خاموش ناموش پرستى اسلامى را به گوش همگان برسانند.