نامه شماره ٧

پاسخ ثريا شهابى در مورد تعلق کنفرانس به اول کودکان و تعليق کاوش مهران از مسئوليت کنفرانس

رفيق کاوش عزيز

نامه تان را دريافت کردم. پيش از پاسخ دادن به نامه تان، جدا متاسفم که حقايق تماما در نامه تان وارونه شده است. و متاسفم که ناچارم با شما، يکى از نزديکترين فعالين اول کودکان، با يکى از اعضا دفتر مرکزى، با زبانى ديگر، با زبانى متفاوت از هميشه صحبت کنم. اين نامه تان مطلقا حال و هواى تفاهم هاى قبلى و حتى حال و هواى تفاهم در مکالمات تلفنى را ندارد. وارونگى همه چيز در نامه تان، از نقل وارونه از مکالمات تلفنى مان، تا درک تان از موقعيت خودتان، دفتر مرکزى، اول کودکان سوئد، کنفرانس و جايگاه و فونکسوين هاى اول کودکان تا اتهامى که به من زده ايد تماما در فضايى ديگر و متکى به تعريف ديگرى از رابطه خودتان با اين نهاد و با من است. از اين بابت فقط متاسفم. اما بايد به انتقادات، ادعاها و راه حل هاى شما پاسخ دهم. پروسه خطرناکى را آغاز ميکنيم. و تمام تلاش من حفظ اول کودکان، سنت، ضوابط کارى و اهداف و اعتبار و تامين و تضمين ادامه کارى آن است.

در نامه تان از جانب «اکثريت» فعالين و «جلسات» آن در سوئد نوشته ايد! اين کدام جلسات بوده است؟ دستورجلسات و صورت جلسات آن کدام است؟ آيا همه فعالين در آن شرکت داشته اند؟ چرا ما نبايد از چنين جلسات مهمى که تصميمات به اين مهمى ميگريد مطلع نشويم؟ اين چه جلسه اى است که مسئول اول کودکان در سوئد از آن بى خبر است؟ اين جلسه و تصميم هايش تا روشن نشدن اينکه متکى به کدام مکانيسم تشکيلاتى اول کودکان بوده است، فاقد اعتبار است. لذا اين ادعا که شما نماينده و سخنگوى «اکثريتى» هستيد که در جلسه‌اى به تصميمات جديدى رسيد ايد، نامعلوم است. من نامه اى در اين مورد که اکثريت فعالين اول کودکان شما را بعنوان نماينده خود معرفى کرده باشند دريافت نکرده ام. شما از جانب کدام «اکثريت فعالين» مينويسيد؟ اين تا زمانى که رسما روشن نشود تنها يک ادعا و لازم به بررسى است. قابل قبول نيست. در بهترين حالت شما تنها از جانب خودتان مينويسيد. اول کودکان سوئد هم هنوز شما را بعنوان سخنگوى خود به دفتر مرکزى معرفى نکرده است.

رفيق کاوش من ناچارم براى خوانندگان نامه تان و براى ادعاهاى امروزتان، باورهاى قبلى، توافقات و موازين کار را تکرار کنم. برايم عجيب است که اينها حتى براى شما وراونه شده است. همه تلاش من اين بود که اين پروژه همچون ساير پروژه هاى جانبى جنبش مان، قربانى منافع ديگرى نشود. اما ظاهرا اين شترى بود که پشت در اول کودکان خوابيده بود و من ناچارم از اين نهاد و اين پروژه با چنگ و دندان دفاع کنم و اميدوار باشم که در اين راه همه رفقا و از جمله خودت را در کنارم داشته باشم. طبعا انتخاب با خودت است.

اما حقايق:١) کنفرانس هاى سالانه که سومين آن را در سوئد امسال برگزار ميکنيم. کنفرانس محلى استکهلم يا سوئد نيست. و هرگز نبوده است. و به اين اعتبار در اقلام فعاليت هاى محلى نمى گنجد. اين پروژه دفتر مرکزى است و از ابتدا بوده است. اين را شما پيشتر ميدانستند. باور مشترک بود. اينکه نزد مقامات دولت سوئد چه گفته و چه چيزى را ثبت کرده ايم. تغييرى در اين واقعيت نميدهد. و شما به اين اعتبار که از طرف من مسئوليت برگزارى اين کنفرانس هاى سالانه را بعهده بگيريد، به ترکيب دفتر مرکزى پيوستند. تمام اسناد مربوط به اين کنفرانس ها، اين را ميگويد. براى کسى که کمترين ترديدى در اين زمينه دارد، خروارها نوار ويدئويى، اسناد، سخنرانى، اوراق، دعوت نامه و ... موجود است. اينکه من امروز بايد اين را به شما ثابت کنم که کنفرانس هاى سالانه پروژه شخصى شما، نيست نشان دهنده وراونه شدن همه چيز و همه حقايق است. من تلفنى اين را به شما يادآورى کردم. نمى دانم چطور مجداد در اين نامه اين ادعاى سرتاپا غير واقعى سرباز ميکند. بايد منافع ديگرى غير از حقايق مربود به اول کودکان در اين ميان نقش بازى کند.

رفيق کاوش من از شما سئوال ميکنم مگر نه اينکه شما به اين اعتبار (مسئوليت برگزارى کنفرانس ها) به عنوان عضو دفتر مرکزى انتصاب شديد؟ اگر عضويت تان را در دفتر مرکزى يک طرفه ملغى ميکنيد و يک شبه تصميم ميگيريد که با من و دفتر مرکزى نه بعنوان عضوى از اين دفتر که بعنوان فعال استکهم مناسبات کارى برقرار کنيد، اين را بايد رسما اعلام کنيد. نمى توانيد هنگامى که شغل تان را ترک ميکنيد با خود مسئوليت تان را ببريد و کماکان بعنوان مسئول برگزارى کنفرانس با ما صحبت کنيد. اين نه اصولى است نه به نفع اول کودکان و منافع کودکان!

ديگر اينکه کنفرانس هاى سالانه اول کودکان يک پروژه سياسى و فانديرزينگ براى اول کودکان بوده است. من هميشه در مورد درآمد آن دخالت کرده ام. آخرين آنهم تهيه پول تلويزيون و بقيه مخارج پروژه هاى سراسرى دفتر مرکزى از منابع اين فاندريزننگ بود. آيا اينکه من ميخواهم طبق روال سابق بخشى از درآمد حاصل از اين برنامه به فعاليت هاى مرکزى اول کودکان، طبق روال سابق، اختصاص داده شود و براى شما ليست بلند بالايى از هزينه هاى سرسام آور پروژه هاى دفتر مرکزى را خاطر نشان کردم، خلاف منفعت کودکان است؟ آيا محروم کردن اول کودکان از درآمد هميشگى اش، (کارى که شما ميخواهيد انجام دهيد) نامش ميشود دفاع از حقوق کودکان و تلاش براى حفظ اول کودکان؟ حقيقت نمى تواند اين چنين وارونه و جعل شود. و عجيب تر اينکه در اين ميان من از جانب شما متهم ميشوم که به اندازه شما به منافع اول کودکان و اين نهاد فکر نميکنم؟ اينکه براى فعاليت هاى اول کودکان، پول ميخواهيم و اين انتظار که شما بعنوان يکى از اعضا دفتر مرکزى اين را درک کنيد، در اين نياز شريک شويد، جرم است؟ و اعلام شما که هزينه سفر کسى را «نميدهم» عين منافع اول کودکان است؟ آيا واقعا ميخواهيد من و رفقاى ديگر قبول کنيم اين مسئله که من ميخواهم به روال هميشگى درصدى از در آمد کنفرانس را به فعاليتهاى مرکزى اول کودکان اختصاص دهم باعث چنين رابطه وارونه اى از طرف شما شده است؟ شما بهتر از هر کسى ميدانيد که بسته شدن تلويزيون اول کودکان صرفا به دليل مالى است و امروز که من ميخواهم هزينه راه اندازى مجدد تلويزيون را تامين کنم خلاف منافع کودکان حرکت ميکنم و شما مدافع منافع اول کودکان شديد؟ خود شما اينرا قبول ميکنيد که توقع داريد خواننده نامه تان آنرا باور کند؟

رفيق کاوش در همان مکالمه تلفنى من ناچار شدم که به اين خاطر که شما همه مرزهاى حقوق و وظايف و مسئوليت ها را به سادگى زير پا ميگذاريد يادآورى کنم که رفيق عزيز اين شما نيستيد که در مورد ليست سخنرانان، و اينکه هزينه ها چگونه بايد پرداخت شود تصميم ميگيريد؟ و ميپرسم که چه اتفاقى افتاده است که شما به اين خاطر که نويسنده پروژه هستيد، به جاى همه اول کودکان در يک پروژه سراسرى تصميم ميگيريد؟ طى کدام پروسه و ديناميسم از رهبرى اول کودکان سلب مسئوليت و صلاحيت شد؟ آيا نسبيت سياسى انسان را تا اين حد محق ميکند که هر ضابطه و سنت و مقررات کار را زير پا بگذارد؟ که شما فکرهايتان را کرده ايد و با يک پلاتفرم متقاوت و مغاير اصول و ضوابط کارى ما، در دفتر مرکزى حاضر ميشويد؟ و مردم بايد باور کنند که شما تمام هم و غم تان برگزارى کنفرانسى پربارى در دفاع از کودکان است و بس! و هنگامى که نمى خواهيد درآمد حاصل از اين پروژه را صرف هزينه سفر مثلا فلان فعال حقوق کودک از ايران و رئيس اول کودکان کنيد، عين منفعت اين نهاد را تغقيب ميکنيد؟ آيا اينکه اين پروژه در ذهن شما يک شبه به پروژه ديگرى «دگرديسى» ميکند و تبديل به پروژه شخصى شما ميشود که در آن شما تعيين ميکنيد که امکان سفر چه کسى را فراهم بکنيد و در مقابل شرکت چه کسى مانع ايجاد کنيد، ميشود منافع اين نهاد و منافع کودکان؟ رفيق عزيز آيا همه اين وارونه شدن حقايق به خاطر فاصله سياسى شما از من، در خارج از اول کودکان، نيست؟ و شما من را متهم ميکنيد؟ رفيق کاوش! ما پيشتر براى نحوه برگزارى کنفرانس در دفتر مرکزى تصميم ميگرفيم و کميته اى داشتيم. شما نمى توانيد يک شبه خواب نما شويد، هم جاى دفتر مرکزى بنشيند هم به جاى اين کميته تصميم بگيريد و هم به من ابلاغ کنيد که با کنفرانس چنين و چنان ميکنيد! و ابلاغ کنيد که من بهتر است به صندلى که در اين کنفرانس به من «تعارف» ميکنيد، راضى و شاد باشم!

شما در نامه تان اعلام کرده ايد که کوچکترين تعلقى به دفتر مرکزى و پروژه هاى سراسرى آن نداريد، ايرادى ندارد. شما هروقت علاقمند بوديد ميتوانيد فعاليت تان با اول کودکان را به فعاليت با دفتر استکهلم تقليل دهيد و از دفتر مرکزى کنار برويد. که اميدورا بودم اينطور نشود. اما هنگامى که پست و موقعيت کارى خود در دفتر مرکزى را ترک ميکنيد، بايد اين را رسما اطلاع دهيد. رفيق کاروش اول کودکان و فعاليت هاى سراسرش اش، از جمله مشغله شما و رفيق کريم هم بود. اول کودکان بعنوان يک نهاد بين المللى بيش از آن از آن شما بود که امروز به سنگر استکهلم بخزيد تا تامين امکانات مالى پروژه هاى سراسرى را از اين نهاد دريغ کنيد!

رفيق عزيز واقعيت اين است که من و اول کودکان تغيير نکرده ايم. رابطه شما با آن تغيير کرده است. چرا؟ بايد از خود بپرسيد. اگر چيزى اين نهاد را به خطر بياندازد، آن را متشنج کند اين روش برخورد شما، اين درجه وارونه جلوه دادن حقايق و اين درجه پايمال کردن ضوابط کارى اول کودکان است. و من بسيار متاسفم که يکى از بهترين رفقايم در اين نهاد، بهر دليلى قدم در چنين مسيرى گذاشته است. در مورد زمخت ترين ادعاى شما و اينکه شما عليرغم توافقات با من و همه دفتر مرکزى، به هرحال اين کنفرانس را، يعنى کنفرانس هاى سالانه اول کودکان، يعنى پروژه دفتر مرکزى، يعنى پروژه سراسرى اول کودکان، را برگزار ميکند و صندلى هم براى من نگاه ميداريد! چه بايد گفت؟ اين الگو قرار است اول کودکان را از پائين بپاشاند؟ آيا شما داريد اعلام ميکنيد که بعنوان مسئول برگزارى کنفرانس هاى سالانه در دفتر مرکزى، تصميم ميگيريد که رهبرى اول کودکان منحل است؟ و شما يک تنه به جاى همه مينشينيد؟ شما اين درجه حق به جانبى را از کجا ميآوريد؟ آيا از اين پس هر رفيقى که براى اول کودکان پروژه مينويسد تصميم ميگيرد که نهادهاى سراسرى آن چگونه کار کند؟ يا شما طبق تصميم اعلام نشده اى همه را مرخص کرده ايد و دفتر مرکزى و رئيس آنرا معاف کرده ايد؟ شما در موقعيتى نيستيد که نه از طرف واحد سوئد تصميم بگيريد و نه از طرف دفتر مرکزى. در موقعيتى نيستيد که اين کنفرانس سراسرى اول کودکان را بهرحال برگزار کنيد! اين تخطى از ابتدايى ترين موازين کار در جمع مرکزى يک نهاد است.

بگذاريد يکبار ديگر يادآورى کنم که بى ترديد برگزارى کنفرانسى در ادامه کنفرانس هاى سالانه، کار شما نيست. اگر شما براى نوشتن پروژه براى اين کنفرانس ها مسئله و مشکلى داريد، اين را اعلام کنيد. جاى تاسف است که شما را در برگزارى اين کنفرانس ها نداشته باشيم. اما من تضمين ميکنم که بلافاصله نيروى لازم را تامين کنيم. انحلال اول کودکان يعنى کارى که شما اعلام ميکنيد که ميخواهيد بکنيد، ممکن نيست. گفتم که در مسير خطرناکى قدم گذاشته ايد. بى ترديد دفاع از اين نهاد، ارگانهايش، ضوابط و مقرراتش کار همه ما، و کار همه فعالين و دوستداران اين نهاد است. و من تا جايى که بتوانم در مقابل پروژه انحلال اين نهاد که بزرگترين ضربه به جنبش ما در دفاع از حقوق کودکان است، مى ايستم. طرح انحلال به قواره اين نهاد جور درنمى آيد.

رفيق کاوش موضع جديد شما، و نوع رابطه جديدى که با اين پروژه، هزينه هاى تامين فعاليت هايش، اهدافش برقرار کرده ايد، براى من جاى بسيار تاسف دارد. اميدورام که متوجه اشتباهتان بشويد. اگر منفعت اول کودکان را در نظر داريد متوجه ميشويد که شما ضابطه و موازين کار در دفتر مرکزى را نفض کرده ايد. خود گمارده تصميم ميگيريد. اين کارى غير قانونى است. سومين کنفرانس سراسرى اول کودکان را نمى توان به اين شکل "تصاحب" کرد! اين نهادى است متعلق به دفتر مرکزى و همه اول کودکان. و شما هراندازه که خود را در انتقاد به اين يا آن مکالمه تلقنى من يا تصميم من براى تامين هزينه هاى سراسرى او کودکان محق بدانيد يا ندانيد، مجاز نيستيد اين نهاد را اينگونه "تصاحب" کنيد! در اين مورد بايد به جلسه دفتر مرکزى پاسخ گو باشيد. طبعا تا روشن نشدن اين نقض آشکار موازين کار، مسوليت هاى شما بعنوان مسئول برگزارى کنفرانس هاى سالانه و بعنوان عضو دفتر مرکزى ناچارا معلق ميماند. تا اين تناقض را به کمک هم و به کمک همه رفقاى دفتر مرکزى و اول کودکان، حل کنيم.

رفيق کاوش اميدوارم متوجه خطرناکى راهى که در پيش گرفته ايد باشيد. راهى که چيزى جز تضعيف اول کودکان نتيجه اى ندارد. اميدوارم متوجه نادرستى رابطه اى که با اين نهاد و دفتر مرکزى آن برقرار کرده ايد باشيد. من شخصا تمام تلاشم اين بود و هست که نهاد اول کودکان از اختلاف سياسى که امروز با هم داريم مصون نگه دارم. تلاشم اين بود که نهاد اول کودکان واقعا معطوف به کودکان باشد نه هيچ چيز ديگرى، در اين رابطه از دست دادن هر يک از رفقا براى اين نهاد آسان نيست. اما در عين حال در مقابل هر تلاشى که بخواهد منافع اول کودکان را قربانى منافع سياسى حزبى کسى بکند با همه توانم مى‌ايستم و اجازه انحلال و از هم پاشاندن آن را به هيچ فرد و سازمان و حزبى نميدهم. من و منصور حکمت اين پروژه را براى هيچ حزب و سازمانى درست نکرديم. که امروز تابع اختلافات آنها باشيم. اين پروژه اى است براى دفاع از حقوق کودک بدون قيد و شرط و همينطور هم باقى ميماند. ترديد ندارم که رفقاى بسيارى که در سوئد، آلمان، انگليس، کانادا و ايران براى راه اندازى اين پروژه کار کرده اند، و براى اول کودکان اعتبار کسب کرده اند، به سينه تلاشى که بخواهد اين نهاد را از داخل و از دفتر مرکزى تضعيف کند، دست رد خواهند زد. و اميدوارم شما رفيق عزيزم کاوش، به حساسيت اين مسئله آگاه باشيد. و اميدوارم شما را مجددا در سطح و کاليبر گذشته در کنار خودمان در سوئد و در دفتر مرکزى داشته باشيم.

با احترام

ثريا شهابى

٢٦ سپتامبر ٢٠٠٤

----------------------....

٢٢-٠٩-٢٠٠٤

از: کاوش مهران

به: ثريا شهابى

کپى: فعالين اول کودکان

در مورد وضعيت اول کودکان ر کنفرانس آتى آن

ثرياى عزيز،من به اتفاق اکثريت فعالين اول کودکان طى هفته هاى گذشته و در جلساتمان، تمامى سعى خودمان را براى حفظ يک اول کودکان متنوع و متشکل از تمامى کسانى که دلشان براى کودکان سراسر جهان مى تپد و حقوق کودکان اولويت يکم را براى آنها دارد، کرديم. تلاش تمامى ما اين بوده و هست که هر کس جدا از تعلقات حزبيش گرد اين کمپين مشخص براى حقوق کودکان مبارزه کند، و اينکه ضوابط و معيارهاى مشخصى رابطه انجمنهاى تشکيل شده حول اين کمپين و مابين فعالين آنرا تعريف کند. ,در تماس تلفنى اخير شما با من متاسفانه نه تنها اثرى از دنبال کردن اين هدف از موضع رييس اول کودکان ديده نمى شود بلکه تهديدآميز و سوء ظن آميز با فعالين واقعى اول کودکان برخورد کرده و شرايط را براى پيشبرد فعاليتهاى ما و کنفرانس آتى اول کودکان مشکل مينماييد.

نکاتى را لازم به ذکر مى بينم:١- در تماس تلفنى اتان خواهان اين ميباشيد که نصف درآمد اول کودکان در سوئد به شما داده شود در غير اينصورت به کنفرانس نمى آئيد و کنفرانس را در لندن برگزار ميکنيد. در اين مورد توضيح نکات زير لازم است: در چند سال گذشته اين اولين بار است که به اين شکل درمورد مساله مالى شرط مى گذاريد و بصورت تهديد آميز آنرا مطرح ميکنيد. همانطور که قبلا هم در يکى از جلساتمان مطرح کردم و طبق اسناد اول کودکان، هر انجمن شهرى و کشورى اول کودکان بايد خود تصميم بگيرد که چه بخشى از درآمدش را براى کمک به فعاليت هاى سراسرى ميپردازد. بخش اصلى درآمد هر انجمن بايد صرف فعاليتهاى آن در محل شود. درخواست شما نه عملى است و نه قابل پذيرش. ٢- اينکه به کنفرانس ميائيد يا نه، تصميم گيرنده خود شما هستيد. اما درهرصورت من به عنوان مسئول برگزارى کنفرانسهاى سالانه اول کودکان تلاش خود را با هميارى فعالين اول کودکان در برگزارى کنفرانس در تاريخ هاى تعيين شده و مطابق قرارهاى قبلى در استکهلم خواهم کرد. اين نکته هم قابل ذکر است که در واقع اول کودکان در سوئد فعالترين واحد اين کمپين است و قبلا مبالغى را براى تدارک کنفرانس هزينه کرده است. همچنين بقيه مخارج کنفرانس را هم همچون سالهاى گذشته تقبل نموده است. درضمن اکثريت فعالين اول کودکان و مهمانان کنفرانس در سوئد هستند. براى شما بعنوان رييس اول کودکان اگر اهداف و رشد اول کودکان مد نظر مى بود، اين درخواست و برخورد را با فعالترين واحد اول کودکان که تاکنون فعاليت هاى قابل توجه و درخشانى داشته است نميکرديد. مطمئنا از طريق اطلاعيه هاى اول کودکان سوئد متوجه سمينار بسيار موفق ماه قبل ما شده ايد.٣- از شما بعنوان مسئول يک نهاد انتظار چنين برخوردى بايد بعيد باشد که برگزارى کنفرانس را با چنين خواستهايى به مخاطره بياندازيد. چنين برخوردى بيش از حد غير مسئولانه است.٤- اما علاوه بر اينها مطرح کرديد که رفيق اسد نودينيان را جهت حسابرسى مالى واحد سوئد انتصاب کرده ايد، که به اندازه کافى تحريک کننده است. اول کودکان در سوئد داراى تعداد قابل توجهى از فعالين است که بر کارهاى مالى واحد سوئد بيشترين دقت و نظارت را بعمل آورده اند و تاکنون کوچکترين ناروشنى در اين زمينه وجود نداشته است. ضرورتى به اين تصميم گيرى نبود.مجموعه برخوردهاى شما نشان ميدهد که شما نه از موضع رييس اول کودکان بلکه از موضع حزب جديد داريد با مسئولين و فعالين اول کودکان در سوئد برخوردمى کنيد. منفعت اول کودکان مد نظر شما نيست. شما داريد برخوردهاى سياسى تان را به اين نهاد ميکشانيد و با اينگونه درخواستها و شرط گذاريها اول کودکان را متشنج کرده و فعاليتهايشرا به مخاطره مى اندازيد. اول کودکان سوئد در چند سال گذشته موفقيت هاى درخشانى داشته و همچنين به واحدهاى ديگر در سراسر دنيا کمکهاى بزرگى نموده است. بجاى اينکه به فکر بهبود کار اول کودکان باشيد، بجاى اينکه موانع رشد اول کودکان را بررسى کنيد، داريد در مقابل فعالترين واحد اول کودکان مانع ايجاد ميکنيد. اين چيزى جز نشاندهنده مواضع خاص سياسى شما نيست که شما را به اين جهت گيرى کشانده است. بارز است که اين ربطى به منافع کودک و اول کودکان ندارد. واحد سوئد اول کودکان الگوى مناسب و موفقى ميباشد که مى تواند نمونه اى براى ديگر واحدهاى اول کودکان باشد. درست در شرايطى که مشغول سازماندهى کنفرانس سالانه اول کودکان هستيم و کلى کار و انرژى از ما ميگيرد، شما بجاى پيشبرد و برگزارى اين کنفرانس داريد تهديدهاى مالى و شرط و شروط براى کنفرانس ميگذاريد. صرفنظر از هرتصميم و برخوردى از جانب شما، مطمئن باشيد که ما فعالين اول کودکان در سوئد کنفرانس خوبى را برگزار خواهيم کرد. در پايان از شما صميمانه ميخواهم که در مورد شرکت و يا عدم شرکت خود در کنفرانس هرچه سريعتر ما را از تصميماتتان مطلع کنيد تا جاى سخنرانى تان را محفوظ بداريم.

موفق باشيد

کاوش مهران