نامه شماره ١٩

اميرتوکلى در مورد تصميم به عدم چاپ آگهى تاسيس دفتر نروژ

به: ثريا شهابى

از: امير توکلى

موضوع: جواب به نامه شما

ثريا عزيز خيلى ممنوع از اين همه لطف، چند روز پيش در نامه تان به من اظهار لطف کرديد و نوشتيد که من «مطلقا متوجه نيستم و...» (در مورد مطلب شيرين عبادى). امروز هم تذکر رسمى برايم نوشتيد. جالب است دو روند متفاوت را مى بينم از يک طرف نامه هاى تشکر بخاطر نشريه از ايران و خارج کشور و حتى از ميان دوستان خودتان و از طرف ديگر تقابل شما با فعاليت من در نشريه اول کودکان.

بهر جهت چند نکته را توضيح ميدهم:

١- در مورد عدم چاپ آگهى ايجاد دفتر در نروژ:اگر نشريه شماره ١٧ و ١٨ را نگاه کنيد مى بينيد که مطالب فشرده و گاها با فونت کوچکتر از حد معمول است. حتى اطلاعيه کنفرانس را در شماره ١٨ کوتاه کردم، چون جا نبود. در ثانى همين الان سه مطلب روز و خيلى خوب از اسد حکمت، افسانه على نيا و اسماعيل خضرى دارم که بعضى از آنها سه هفته از ارسالشان ميگذرد. درج آدرس دفتر سوئد که فعاليت اش براى همه روشن است بعد از مدتها که کريم چندين بار نوشت با اين دليل که براى گرفتن بودجه لازم دارند، چاپ شد. نشريه بايد محلى براى فعاليتها و روشنگرى باشد، نه فقط درج آدرسهايى. آگهى کردن ايجاد يک دفتر صرفا مهم نيست، مهم اين استکه اين رفقا چه فعاليتهايى داشتند و با ايجاد اين دفتر ميخواهند چکار کنند. نشريه وظيفه اش درج فعاليت اين رفقا است. من گرازشى از فعاليت رفقاى نروژ نگرفتم لذا اينکه يک رفيق اعلام کرده است دفتر اول کودکان را ايجاد کرده، خوب است اما اين مساله هويتى نيست و دير درج شدنش در نشريه هم تذکر رسمى يا غير رسمى لازم ندارد.

اما در مورد ايجاد دفاتر ملاحظه اى دارم. در اسنادى که در اول کودکان موجود است ايجاد يک دفتر بسادگى پيوستن يکنفر به اول کودکان نيست. شرايطى دارد، در اسناد اينگونه نوشته شده است:

«فعال اول کودکان يا با تشخيص دفتر مرکزى و يا با انتخاب شدن توسط حداقل ١٠ فعال در حوزه فعاليت خود و تائيد دفتر مرکزى، ميتواند بعنوان مسئول دفتر محلى و سخنگوى اول کودکان در محل خود فعاليت کند. (عدد ده اختيارى است. آيا اين شرط لازم است، يعنى تا دفتر ده عضو نداشته باشد سخنگو ندارد؟ اگر ٣٠ عضو داشتيم چطور. بنظر من بهتر است بجاى ده عضو بگوئيم به انتخاب اعضا و جزئيات را به آينده و سير عملى اوضاع بسپاريم. »

اينجا صحبت شما از ده نفر است و نظر منصور حکمت بيش از ده نفر. آيا فکر نميکنيد بايد موازينى داشته باشيم. پيشنهاد ميکنم تا روشن شدن موازين و اساسنامه سازمانى هيچ دفترى رسميت پيدا نکند. چون تا جايى که بخاطر دارم در عرض کمتر از ٢هفته ٢ دفتر ايجاد شده اند.

٢- در مورد تذکر رسمى شما:

راستش من نميدانم شما از کجا اين قدرت سازمانى را پيدا کرده ايد که شرط شرکتتان در کنفرانس سالانه را دريافت نيمى از درآمد آن قرار ميدهيد و وقتى کاوش مسئول برگزارى کنفرانس اعتراض ميکند او را تعليق ميکنيد و يا در رابطه با تاخير در درج آگهى ايجاد دفترى تذکر رسمى به من ميدهيد. اين موازين و مقرارت سازمانى در کجاى اول کودکان موجود است که ما از آن اطلاعى نداريم. نهاد اول کودکان از فعالينى داوطلب تشکيل شده است. هيچ فردى ارجعيت سازمانى بر ديگرى ندارد. لذا اين برخوردهاى شما احترام آميز در حد معمول هم نمى باشد. در چنين شرايطى سوال من اين استکه چگونه ميخواهيم کنفرانسى موفق برگزار کنيم؟ .همين جا اضافه کنم که شما مبهم نوشته ايد که «پيشتر هم شما اعلام کرديد که به خاطر مخالفت با اطلاعيه اى از دفتر مرکزى خود را مجاز ميدانيد که آن را چاپ نکنيد» لطفا اضافه کنيد که کدام اطلاعيه دفتر مرکزى را ميگويد. اگر منظورتان اطلاعيه مربوط به شيرين عبادى است من حرفى ندارم آنرا چاپ ميکنم و همان توضيحى که به شما دادم را هم زير آن چاپ ميکنم. شما هم لطف کنيد آن اطلاعيه را به اطلاع ديگر اعضاى دفتر مرکزى بگذاريد تا ببينيد چند نفر مايلند آنرا امضا کنند. نکات ديگرى دارم که در جلسه امشب مطرح ميکنم.

با احترام

٦ اکتبر ٢٠٠٤