نامه شماره ١٤

نامه ثريا شهابى به اميرتوکلى و تذکر حدود اختيارات او

رفيق امير

من شما را متهم به چيزى نکرده ام. در مورد کارى که کرده ايد واقعيت را گفته ام

نقد من به اين اظهار و تصميم شما است که ميگوييد:

«بهرحال من مخالف اين نامه هستم و آنرا به عنوان سردبير در نشريه منتشر نمى کنم. اگر شما اصرار در چاپ اين مطلب داريد نامه تان را همراه با نقد من به رفقاى دفتر مرکزى ارسال کنيد و اعتراض نمائيد.»اين تخطى از موازين کار است. شما به دليل انتقاد، هراندازه درست يا غلط به يک اطلاعيه دفتر اول کودکان، حق نداريد مقابل چاپ آن را بگيريد. ميتوانيد انتقاد کنيد، تلاش کنيد که قانع کنيد و اگر موفق به تغيير موضع نشديد. نقد خودتان را هم منتشر کنيد. رفيق سليمان اين را در نامه به شما توضيح داده. منهم تلاش کردم که اين را توضيح دهم. برايم عجيب است که اين ابتدايى ترين ضابطه کار سردبير يک نهاد، اينطور مبهم شود. شما اگر اين يک پاراگراف در اتمام حجت و نقض موازين کار را و تصميم به منتشر نکردن اطلاعيه به خاطر نقدتان به آن را نمى گفتيد من کاملا باز بودم که همه انتقاداتتان را بشنوم. اما اگر شما در موقعيت سردبير بخواهيد از اين موقعيت استفاده کنيد و مانع انتشار اسناد و اطلاعيه هاى دفتر مرکزى و اول کودکان شويد. در آن صورت رابطه من با شما، رابطه دفتر مرکزى و اول کودکان با شما تغيير خواهد کرد. اميدورام که متوجه اين ابتدايى ترين ضابطه کار مشترک باشيد. من با توضيح رفيق سليمان قانع شدم که اطلاعيه براى امروز کهنه شده است. بايد چيز تازه ترى نوشت. قرار نيست از اين پس شما اطلاعيه هاى دفتر مرکزى را چاپ نکيند و من از شما به دفتر مرکزى شکايت کنم. آنطور که شما گفته ايد. قضيه برعکس است. شما موظف هستيد اطلاعيه دفتر مرکزى را اگر من اصرار دارم و شما نتوانسيتد من را قانع کنيد چاپ کنيد. و به دفتر مرکزى از من شکايت کنيد يا نقدتان را به آن اطلاعيه منتشر کنيد. اميدورام که به اجراى موازين کار مشترک بيش از اين احترام بگذاريم.

با احترام

ثريا شهابى ٢٨ سپتامبر ٢٠٠٤