نامه شماره ١٣

نامه ثريا شهابى به اميرتوکلى در مورد اول کودکان و حدود اختيارات او

رفيق عزيز امير توکلى

پاسخ تان به درخواست من براى چاپ اطلاعيه اول کودکان، يکى از موازين کار با اول کودکان را نفض ميکند.

شما مجازيد با محتواى يک اطلاعيه قديمى اول کودکان مخالف باشيد، حتى ميتوانيد در مخالفت با آن عنلنا مطلب بنويسيد، در جلسات در مورد آن صحبت کنيد و سعى کنيد اشکال و ايراد احتمالى که بنظر شما وجود دارد را برطرف کنيد. قانع کنيد يا فانع شويد.

اما به اين شيوه مجاز نيستيد که چاپ اطلاعيه و فعاليت هاى اول کودکان را در نشريه مانع شويد. اين نشريه نهاد اول کودکان است. نشريه شخصى شما نيست.

در حاشيه اشاره کرده ايد که موضع اطلاعيه اى که مربوط به پيش از شروع فعاليت شما با اين نهاد است. مخالف موضع حزب کمونيست کارگرى و سازمان آزادى زن است. رفيق امير، تصور ميکنم به اندازه کافى با مبانى و سنت کار ما در اول کودکان آشنا نيستيد. اول کودکان هرگز زير مجموعه حزب و سازمان آزادى زن نبوده است. ما هرگز مواضع مان را با اطلاعيه هاى اين دو سازمان چک نکرده ايم. جهت اطلاعتان در مورد زلزله سياست اول کودکان و دفتر ايران آن، که رفيق سياوش مدرسى در آن زمان رئيس دفترش بود، با مواضع حزب و کمپين حزب متفاوت بود و در اين مورد من مفصلا با رفيق اصغر کريمى رئيس هئيت دبيران وقت حزب، در نقد مواضع حزب وصحت مواضع اول کودکان صحبت کردم. ميتوانيد به اطلاعيه هاى ما در اين مورد و اطلاعيه هاى حزب در اين مورد رجوع کنيد. ميخواهم شما را متوجه اين کنم که اول کودکان از ابتدا واقعا مستقل بوده است.مجددا ياآورى ميکنم که شما بعنوان سردبير نشريه اين نهاد، مجاز نيستيد به صرف مخالفت با اين يا آن فرمولبندى يک اطلاعيه از چاپ آن در نشريه خود دارى کنيد. طبعا مجازيد نقدتان به هر گوشه از فعاليت اول کودکان و اطلاعيه هايش را مطرح کنيد وحتى آن را منتشر کنيد. اما اين نشريه نمى تواند درش برروى فعاليت هاى اول کودکان و اطلاعيه هاى آن بسته باشد. اين سياست نشريه از ابتدا نبوده است. اطلاعيه سازمان، سند فعاليت آن است. و نشريه سازمان موظف است آن را چاپ کند. اميدورام متوجه اين مسئله شده باشيد.

با احترام

ثريا شهابى

٢٥ سپتامبر

.........

با سلام

در مورد اطلاعيه اول کودکان راجع به شيرين عبادى ملاحظاتم را مينويسم:١- اين مطلب مربوط به گرفتن جايزه نوبل در يکسال پيش است و ربطى به سخنرانى شيرين عبادى که قرار است طى چند روز آينده در لندن انجام گيرد، ندارد.٢- اين مطلب اشکالات اساسى دارد. من اولين بار استکه اين اطلاعيه را ميخوانم بنظرم موضع شما و اطلاعيه اول کودکان در سال گذشته مغاير با موضع حزب کمونيست کارگرى و سازمان آزادى زن که شما عضو آن بوديد، است. خلاصه وار و تيترى مينويسم:به کل مطلب که قابل نقد است، نميپردازم تا بحث طولانى نشود چرا که همه آنها جواب گرفته اند. تنها خلاصه وار به اين جمله شما ميپردازم که نوشته اى: «شما از چهره هاى سرشناس دفاع از حقوق زنان و کودکان در ايران هستيد»خود شيرين عبادى ميگويد من فعالى هستم که در چهارچوب قانون کار ميکنم و همه اين را ميدانند. مشکل ما آن قانونى است که شيرين عبادى حول آن کار ميکند و ما خواهان لغو آن قوانين هستيم و فعاليت و مبارزه روزمره مان دقيقا در مقابل آن قوانين اسلامى و ضد انسانى است. حال کسى که ميخواهد در چهارچوب قوانين دولت اسلامى کار کند و آن قوانين را بى کم وکاست اجرا کند، چگونه است که در نامه شما لقب «چهره سرشناس دفاع از حقوق زنان و کودکان»، ميگيرد. در اطلاعيه کميته صلح نوبل گفته شد اين جايزه را به زنى مسلمان که معتقد است اسلام با حقوق بشر تناقض ندارد، ميدهد. مسلمان بودن جايزه گيرنده نيت و هدف اين کميته را بر ملا ميکند. همين کلمه کليدى «مسلمان» کافى استکه من و شما و مردم ايران بگوئيم که اين مساله نه تنها به ما ربطى ندارد بلکه عملا تعرضى به جنبش آزاديخواهانه زنان و مردم ايران است. آنها ميخواستند با اين جايزه روح تازه اى بر کالبد جنبش اصلاح طلب بدمند. هر چند اين تعرض در طى کمتر از يکماه کاملا شکست خورد و حزب کمونيست کارگرى که پرچمدار مقابله با اين طرح بود در ايران و در رسانه هاى بين الملى مطرح شد و حزب ما قويتر از اين ماجرا بيرون آمد.

بهرحال من مخالف اين نامه هستم و آنرا به عنوان سردبير در نشريه منتشر نمى کنم. اگر شما اصرار در چاپ اين مطلب داريد نامه تان را همراه با نقد من به رفقاى دفتر مرکزى ارسال کنيد و اعتراض نمائيد.

امير توکلى

٢٥ سپتامبر ٢٠٠٤

اول کودکان

کمپين بين المللى دفاع از حقوق کودکان

Children First, International Campaign for Childrens Rights ------------------------------------------------------------------------------

منافع کودکان ايران

نبايد قربانى هيچ منفعت و ملاحظه سياسى شود

نامه سرگشاده به خانم عبادى

تاريخ: ١٥ اکتبر ٢٠٠٣، بيست و سوم مهرماه ١٣٨٢

خانم شيرين عبادى،اين نامه را از طرف (Children First)، «اول کودکان»، کمپين بين المللى دفاع از حقوق کودکان، که حمايت از حقوق کودکان ايران يکى از عرصه هاى مهم فعاليت آن است، برايتان مى نويسم.

جايزه صلح نوبل امسال نصيب شما شد. شما از چهره هاى سرشناس دفاع از حقوق زنان و کودکان در ايران هستيد٠ اين اتقاق مهمى است. انتخاب زنى که بعنوان يک فعال حقوق زنان و کودکان، زنى که مهر مخالفت با حکومت اسلامى و در برطبق عرف رايج اپوزيسيون قانونى مهر «سکولار» بر پيشانى دارد، اتقاق مهمى است. نه به اين خاطر که گويا هدف از دادن چنين جايزه هايى اين است که کسى و دولتى در چنين کميته هايى بدنبال برقرارى صلح و امنيت است. نه به اين خاطر که گويا حقوق انسانى و حقوق بشر جاى جدى در محاسبات کميته هايى چون کميته صلح نوبل دارد! چنين کميته هايى به ندرت کسى از اپوزيسيون راديکال را بر مسند مينشانند! اين صندلى ها معمولا جاى اپوزيسيون راديکال نيست٠ در انتخاب کشور و شخصيت هم فاکتورهاى متعدد سياسى عمل ميکند، که صلح و حقوق بشر آخرين آنها هم نيست! اما اين اتفاق، انتخاب شما، بهررو مهم است. اساسا به خاطر اينکه مسئله زن و حقوق کودکان، و سرنوشت حکومتى که سرتاپا در ضديت با ابتدايى ترين حقوق انسانى شکل گرفته و بيست و چهار سال زنان و کودکان را زير چکمه اسلامى خود له کرده است، مهم است. مسئله انتخاب شما مهم است به اين خاطر که موقعيت زنان و کودکان و عاقبت حکومت اسلامى ايران به صدر مسائل جهانى راه يافته است٠ اين اتقاق بار ديگر ايران، اسلام سياسى، مسئله زن و حقوق کودک تحت حکومت هاى اسلامى را در صدر مسائل روز جهان قرار داد. مستقل از هر تحليل و تفسيرى در مورد علت انتخاب شما و مستقل از اعلام موضع هر جريان سياسى، اين انتخاب ميتواند قدمى در پيشروى جنبش زنان و جنبش احيا حقوق انسانى کودکان، يا در مقابل آن باشد! موضوع اين است که کميته اى که کوفى عنان و امثال او را درجه بندى ميکند، يعنى کميته صلح نوبل، زنى فعال حقوق زنان و کودکان، از صف اپوزيسيون حکومت اسلامى را بعنوان يک شخصيت سياسى مهم در سطح جهانى قرار داده است٠ اين سئوال که چرا از بين همه انواع و اقسام شخصيت هاى سياسى جهان، امسال شيرين عبادى انتخاب شد، سرنخى است که ما را به واقعيت هاى پايه اى ترى در مورد اين انتخاب ميکشاند٠ واقعيت هايى که ما را فراتر از خود شيرين عبادى و کارهايش براى زنان و کودکان، ميبرد٠ چرا ايران؟ و چرا شيرين عبادى و نه امثال گنجى و حجاريان؟ انتخاب ايران بى ترديد به خاطر تاريخ چندهزارساله ايران و تمدن قديمى اش يا به خاطر اينکه ايران «اصولا زادگاه بزرگان و شيرزنان است!»، نيست٠ اين تفاسير و تعاريف چيزى جز دست «نوازشى» که ملت بالا دست بر سر ملت فرودست ميکشد، نيست. تنها حقيقتى که در بزرگنمايى «ايرانيت» شما وجود دارد اين حقيقت است که با آن ميتوان بر احساس حقارت ايرانى «جهان سومى» در غرب، مرهم گذاشت! ايران با حکومت اسلامى انتخاب ميشود، به اين دليل که حکومت اسلامى اش در شرف سرنگونى است٠ ايران انتخاب ميشود چرا که پايه هاى نظام اسلامى اش، بسرعت درحال فروريختن است! ايران انتخاب ميشود به اين خاطر که تنها جغرافياى مهمى در جهان است که امروز مردم آن اراده کرده اند که يکى از مخوف ترن حکومت هاى جهان، يعنى حکومت اسلامى آن را به زير بکشند! پس از سالها سکوت مراجع بين المللى در نشان دادن عکس العمل جدى در حمايت از اعترضات و مبارزات مردم ايران، امروز با انتخاب شما به همگان مى گويند که واقعيت سرنگونى رژيم اسلامى ايران را پديرفته اند. اعلام مى کنند که اميدى به ماندن رژيم ايران ندارند. بار ديگر، بعد از کنفرانس برلين، جنش سرنگونى رژيم اسلامى ايران در مرکز جغرافياى سياسى جهان قرار گرفت و حقوق زنان و کودکان، محور اصلى آن! دولتهاى غربى، پس از يک دوره طولانى سرپوش گذاشتن بر وضعيت دردناک زندگى زنان و کودکان، اعلام مى کنند که صداى اعتراض مردم ايران به بى حقوقى زنان و لگدمال شدن حقوق کودکان را، صداى انقلاب ايران را، شنيده اند! اين اعتراف را مقاومت و پيشروى جنبش سرنگونى حکومت آپارتايد جنسى، در دامان کميته صلح نوبل و مراجع بين المللى گذاشته است. اين را مبازره بى امان مردم ايران، زنان، جوانان و کارگران به مراجع بين المللى تحميل کرده اند. وگرنه چنين کميته هايى بيشتر مايل اند جوايز شان را نصيب مردان غيور اسلامى چون منتظرى و خمينى کنند!. بالاتر گفتم که بهردليل اين انتخاب صورت گرفته باشد، اين اتفاق ميتواند قدمى در پيشروى جنبش زنان و جنبش احيا حقوق انسانى کودکان، يا در مقابل آن باشد!

کميته صلح نوبل، در توضيح اهميت انتخاب شما، يک بيانيه اسلامى صادر کرد. از چنين کميته هايى انتظار نمى رود که حقيقت را اعلام کنند و پلاتفرم انسانى، راديکالى در دفاع از حقوق زنان و کودکان صادر کنند. اما همسويى افراطى و ناگهانى شما با مضمون اسلامى بيانيه کميته صلح و اعلام اينکه اسلام با حقوق بشر سازگار است، ديگر چيزى بيش از فرصت شناسى است! همه اظهارات شما در مورد قرائت انسانى و مترقى از اسلام و پرده پوشى اين واقعيت که حجاب در ايران نه «فرهنگ اختيارى»، که يک پوشش مذهبى و اجبارى است و طى بيست و چهار سال حکومت اسلامى ايران صدها هزار زن به خاطر تخطى از اين اجبار قربانى شدند، چيزى بيش از زيرکى سياسى است. همه آن صدها و صدها هزار دختر و زنى که به خاطر حجاب اجبارى سرکوب شدند، توهين، تحقير، زندان، شلاق، شکنجه و اعدام را تجربه کرده اند، اين فريب را نه از شما و نه از خداى شما قبول نمى کنند. همه آن ميليونها اوليايى که دو دهه بر سر کودکان معصومشان حجاب پوشاندند و آنها را از مدرسه و خيابان تا زمين بازى و منزل، از کودکان با جنس مخالف جدا کردند، اين فريب را نه از شما و نه از خداى شما قبول نمى کنند. همه آن مادرانى که براى گرفتن حق سرپرستى کودکانشان بعد از جدايى پاشنه در دادگاهها و دفاتر حقوقى وکلايى چون شما را از پاشنه کندند، اين فريت را که اسلام با حقوق بشر سازگار است، قبول نمى کنند. ما هم در کنار آنها اين فريب را از شما قبول نمى کنيم.

بى ترديد شما هم مثل هر کس ديگرى، ميتوانيد به جلد يک زن مسلمان، با قرائت متفاوتى از اسلام برويد و مثلا پس از بيست و پنج سال اجبارى بودن حجاب، آن را انتخاب خودتان اعلام کنيد. اما مجاز نيستيد در مورد حقايق زندگى زنان، دختران و کودکان در ايران، فريبکارى کنيد. هيچ ملاحظه و منفعت سياسى نمى تواند توجيهى باشد براى اين درجه چرخش شما به راست! هيچ ملاحظه و منفعت سياسى نمى تواند توجيهى باشد براى قربانى کردن حقوق کودکان، زنان و هيچ قشر و گروهى از مردم.

خانم عبادى،بالاتر گفتم که انتخاب شما براى دريافت جايزه صلح نوبل ميتواند قدمى باشد در پيشروى جنبش زنان و جنبش احيا حقوق انسانى کودکان، يا در مقابل آن! شما با پيوستن کامل تان به پلاتفرم کميته صلح نوبل، انتخابتان را کرده ايد. نقشى که ايفا ميکنيد در توجيه بى حقوقى زنان در اسلام و حکومت اسلامى، نفشى که ايفا ميکنيد در توجيه بى حقوقى کودکان در اسلام و در حکومت اسلامى، مکان و موقعيت امروزتان را تعيين ميکند. شما امروز جمهورى اسلامى ليبراليزه شده ميخواهيد، نه احيا حقوق انسانى کودکان و زنان!

خانم عبادى!دوره خاک پاشيدن در چشمان مردم، بعد از دود شدن دوخرداد، پروژه اصلاح رژيم اسلامى، تمام شد. با نقشى که شما، بعد از عبداکريم سروش و شالگونى، در تطهير اسلام و حکومت اسلامى به خود گرفته ايد، در مقابل خواست مردم ايران ايستاده ايد! با سابقه، اعتبار و احترام شما، ممکن است بتوان مردم متنفر از دو دهه حاکميت رژيم اسلامى را فقط چند صباحى فريب داد. اما نمى توان چشم بينايى آنها را کور کرد. نمى توان مقابل جنبش عظيم ضد اسلامى که در سرتاپاى جامعه موج ميزند را با هيچ اعتبار و پشتوانه گذشته، سد کرد. خانم عبادى! شما انتخاب خودتان را کرده ايد. اما ميدان دفاع از حقوق کودکان و ميدان دفاع از حقوق انسانى مردم ايران، خالى نيست. ما در کنار مردم ايران اين فرصت را به فرصتى براى احيا حقوق انسانى کودکان ايران، سکويى براى پيشروى جنبش زنان، و قدمى براى سرنگونى رژيم ضدزن و کودک ستيز اسلامى ايران تبديل خواهيم کرد.

ثريا شهابى

رئيس اول کودکان