نامه شماره ١٢

نامه امير توکلى در مورد سواستفاده از حدود اختيارات خود

با سلام

در مورد اطلاعيه اول کودکان راجع به شيرين عبادى ملاحظاتم را مينويسم:

١- اين مطلب مربوط به گرفتن جايزه نوبل در يکسال پيش است و ربطى به سخنرانى شيرين عبادى که قرار است طى چند روز آينده در لندن انجام گيرد، ندارد.

٢- اين مطلب اشکالات اساسى دارد. من اولين بار استکه اين اطلاعيه را ميخوانم بنظرم موضع شما و اطلاعيه اول کودکان در سال گذشته مغاير با موضع حزب کمونيست کارگرى و سازمان آزادى زن که شما عضو آن بوديد، است. خلاصه وار و تيترى مينويسم:

به کل مطلب که قابل نقد است، نميپردازم تا بحث طولانى نشود چرا که همه آنها جواب گرفته اند. تنها خلاصه وار به اين جمله شما ميپردازم که نوشته اى: «شما از چهره هاى سرشناس دفاع از حقوق زنان و کودکان در ايران هستيد»خود شيرين عبادى ميگويد من فعالى هستم که در چهارچوب قانون کار ميکنم و همه اين را ميدانند. مشکل ما آن قانونى است که شيرين عبادى حول آن کار ميکند و ما خواهان لغو آن قوانين هستيم و فعاليت و مبارزه روزمره مان دقيقا در مقابل آن قوانين اسلامى و ضد انسانى است. حال کسى که ميخواهد در چهارچوب قوانين دولت اسلامى کار کند و آن قوانين را بى کم وکاست اجرا کند، چگونه است که در نامه شما لقب «چهره سرشناس دفاع از حقوق زنان و کودکان»، ميگيرد. در اطلاعيه کميته صلح نوبل گفته شد اين جايزه را به زنى مسلمان که معتقد است اسلام با حقوق بشر تناقض ندارد، ميدهد. مسلمان بودن جايزه گيرنده نيت و هدف اين کميته را بر ملا ميکند. همين کلمه کليدى «مسلمان» کافى استکه من و شما و مردم ايران بگوئيم که اين مساله نه تنها به ما ربطى ندارد بلکه عملا تعرضى به جنبش آزاديخواهانه زنان و مردم ايران است. آنها ميخواستند با اين جايزه روح تازه اى بر کالبد جنبش اصلاح طلب بدمند. هر چند اين تعرض در طى کمتر از يکماه کاملا شکست خورد و حزب کمونيست کارگرى که پرچمدار مقابله با اين طرح بود در ايران و در رسانه هاى بين الملى مطرح شد و حزب ما قويتر از اين ماجرا بيرون آمد.بهرحال من مخالف اين نامه هستم و آنرا به عنوان سردبير در نشريه منتشر نمى کنم. اگر شما اصرار در چاپ اين مطلب داريد نامه تان را همراه با نقد من به رفقاى دفتر مرکزى ارسال کنيد و اعتراض نمائيد.

امير توکلى

٢٥ سپتامبر ٢٠٠٤