شهرى را با ساکنين اش، دفن کردند.

همه مردم بم ميتوانستد زنده بمانند

ثريا شهابى

٢٩ دسامبر ٢٠٠٣

جمعه پنجم ديماه زلزله اى به قدرت شش مميز هفت ريشتر، شهر بم با ساکنين اش را دفن کرد. گفته ميشود در اين زلزله تا اين لحظه بيست و پنچ هزار نقر کشته شده اند. حکومت ايران در پنهان کردن خبر درد و رنج مردم ايران، استاد شعبده بازان جهان است. اما خبر و تصاوير زلزله بم را نتوانستند پنهان کنند.

تل اجساد تلمبار شده در دسته هاى سيصد- چهارصد نفره، زن و مرد و کودک، پير و جوان، خبر از ابعاد هولناک تر فاجعه ميدهد. تصاوير دلخراش والدين گريان که بر پيکر خفته جگر گوشه هايشان بوسه خداحافظى مى زنند، بدن کودکان نيمه جانى که بر دستان مردم حمل ميشوند، کودکان تنهايى که همه چيز و همه کس خود را از دست داده اند، ترس و نگرانى از مرگ دهها هزار نفر ديگر به خاطر سرما و بيمارى و بى پناهى و گرسنگى و بى دارويى، جهانى را در بهت و ماتم فروبرده است. مردم جهان خود را در غم و اندوه اين کشتار دردناک و کم سابقه، شريک مى بينند. طى روزهاى گذشته ميليونها نفر در ايران و سراسر جهان در انظار عموم يا در تنهايى خود، به همران مادران و پدران، کودکان، جوانان و سالمندان شهر بم، اشک ريختند. مردم بعد از پشت سر گذاشتن شوک و ناباورى خبر دفن کامل يک شهر و يک جامعه که ظرف چند ثانيه اتفاق افتاد، در سراسر ايران و جهان داوطلب کمک رسانى به بازماندگان اين فاجعه اند. بشر دوستى، هميارى و عطوفت و همت مردم ايران و جهان براى کمک به آسيب ديدگان، بى ترديد ميتواند درد و آلام اين فاجعه عظيم را تخفيف دهد. مردم ايران خشمگين و با بى اعتمادى کامل نسبت به دولت و نهادهاى دولتى ميخواهند خود کمک رسانى به بازماندگان را سازمان دهند. دانشجويان، کارگران، جوانان و سالمندان در تقلاى کمک رسانى به بازماندگان هستند. بسيارى درعين تهيدستى مطلق خود، اندک پس انداز و ذخيره و دارايى خود را براى مردم بم مى فرستند و خود آماده رفتن به محل! دولت به بهانه هاى مختلف از شريک کردن مردم در کمک رسانى ممانعت ميکند و مقابل آن را به انحا مختلف مى گيرد. کمک رسانى مستقيم و فورى تنها را کمک و نجات جان بازماندگان و تنها راه مرهم گذاشتن بر درد اين فاجعه عظيم انسانى است. جمهورى اسلامى ايران و نهادهاى دولتى اش، فاسد تر و منفور تر از آنند که کسى به آنها براى ارسال کمک با بازماندگان کوچکترين اميد و اعتمادى داشته باشد. مردم ايران اين وقعيت را بهتر از همه مى دانند. جامعه بشرى در ايران و جهان، در دل انهدامى که صورت گرفت، کمک و عطوفت انسانى را به جامعه ايران نزريق ميکند. انسان هرگز به بدبختى و سيه روزى عادت نمى کند. و مردم ايران و جهان تماشاچيان بى عمل ولى دلسوز مردم رنج ديده بم نخواهند بود. همه مى دانند که بم با مردمش قربانى دست طبيعت نشده است. همين طبيعت با حوادث به مراتب مخرب تر، جايى که انسان از ابتدايى ترين حق خود يعنى مسکن مناسب و امن برخوردار است، معدود قربانى هم نمى گيرد. آمار زلزله هاى مشابه در کشورهايى که مردم از حداقل مسکن امن برخوردارند، کم نيست. در ايران، در شهر بم و تهران بسته شدن جوى آبى ميتواند موجب سيل خانمان برآندازى شود. اين ديگر کار طبيعت و حادثه نيست. مردم بم بعد از اين زلزله ميتوانستند همگى زنده بمانند اگر مشتى جانور ماقبل تاريخ بر سرنوشت شان حاکم نبود! مردم بم بعد از اين زلزله ميتوانستند همگى زنده بمانند اگر زندگى شان مطابق استاندار زمانه خود بود! همه کودکان زنده به گور شده شهر بم ميتوانستند جان بدر ببرند اگر تنها چهارديوارى اطاق و سقف بالاى سرشان امن بود. و اين را نه خدا و طبيعت، که حکومت اسلامى ايران از همه مردم بم و ميليونها نفر مردم ايران دريغ کرده است. مرگ و نابودى کامل يک شهر و يک جامعه با اکثر مردم آن، محصول مستقيم حکومت اسلامى ايران است. خدا و طبيعت در اين ميان هيچ کاره اند! همه مردمى که امروز به کمک باز ماندگان ميشتابند، بايد مسئولين اين قتل عام را هم به پاسخگويى بکشانند!