اتحاد نامقدس!
نامه سرگشاده به :
آقاى توماس اوستروس، وزير مدارس در سوئد
خانم مونا سالين، وزير همپيوستگى
مذهب امر کودک نيست. اين را ما، اول کودکان، بارها به گوش شما و ديگر مسئولين دولتى رساندهايم. اما هشدارهاى ما هرگز جدى گرفته نشد و با توجيه مشهور "آزادى و دمکراسى" مردود اعلام گرديد. از سر تصادف اين جريان يکبار ديگر مدتى قبل از نمايش فيلم مستند "اوين روبار" در رابطه با مدارس اسلامى تحت عنوان "زير تيغ مدرسه" که در ٨ ماه مه امسال از تلويزيون سراسرى سوئد پخش شد، اتفاق افتاد.
٢٤ آوريل سازمان نجات کودک در استکهلم، ميزبان سمينارى تحت عنوان "رشد کودک و مدارس مذهبى" بود. فراخوان دهنده سمينار "اول کودکان" در سوئد بود و در جلسه از موافقين و مخالفين مدارس مذهبى هر دو دعوت شده بود. آقاى "کارل ليندبرى"، سکرتر دولتى وزارتخانه آموزش و پرورش نيز به جلسه دعوت و در سمينار حضور داشتند.
ما اعلام کرديم که در اين مدارس با کودکان بشيوهاى کاملا غير قانونى رفتار ميشود. از جمله اين موارد غيرقانونى ما به حجاب اجبارى، به جداسازى پسر و دختر، حذف آموزش جنسى از برنامههاى درسى، بى توجهى کامل به وظيفه مهم گزارش دادن موارد خشونت عليه کودکان، ازدواج اجبارى و ختنه دختران به مقامات مربوطه دولتى، و اينکه کودکان با روحيهاى کاملا ضد دمکراتيک پرورش داده ميشوند، اشاره کرديم. و بشدت، کوتاهى و بى تفاوتى اداره کل آموزش و پرورش را با استناد به موارد بالا مورد انتقاد قرار داديم.
"کارل ليندبرى" از انتقادات ما بشدت برآشفت و آن را اتهامى بزرگ به اداره کل آموزش و پرورش قلمداد کرد. راستى امروز بعد از نمايش فيلم مستند "زير تيغ مدرسه"، آقاى کارل ليندبرى، هنوز چيزى براى گفتن دارد؟!
راستش را بخواهيد ما آنموقع هم چيزى چندان عجيبى نگفتيم. ما گفتيم، برخلاف تصور اداره کل آموزش و پرورش و خود "کارل ليندبرى"، مدارس مذهبى تنها براى گنجاندن قرائت "دعاى صبحگاهى" در برنامه آموزشى، تشکيل نميشوند بلکه هدف از ايجاد اين مدارس، پرورش کودکان طبق ارزشهاى مشخصا مذهبى و شستشوى دقيق مغزى آنها در چهارچوب مذهبى است. تاريخ تا به امروز هيچ دين آزادانديش و "دمکرات" ى را به خود نديده است. همه اديان مستبد، يکهتاز، مظهر زورگويى، زن ستيز و کودکآزار هستند. همه اديان بدون استثنا اصل را بر کمال و حقانيت خود و نادرستى و معيوب بودن و ارتداد ديگران ميگذارند. آنان که به دين "راستين" نپيوسته باشند بمثابه عناصر نامطوب از جمع رانده ميشوند. مدارس اسلامى از اين قاعده مستثنى نيستند بلکه اين واقعيت غيرانسانى را بوضوح به نمايش ميگذارند. هيچ جاى ديگرى تقسيم نقشهاى اجتماعى بر مبناى جنسيت را نميتوان همچون اسلام آشکارا ديد. حجاب از بارزترين نمودهاى فيزيکى اين آپارتايد است و نشان ميدهد که زن چيست و چگونه ميتواند رفتار کند. کودکان در اين مدارس با موازين اسلامى پرورش داده ميشوند که بىحقوقى محض را براى زنان، کودکان و هر آنکس که مخالف آنان است بدنبال مياورد.
آقاى توماس اوستروس و خانم مونا سالين!
شما چه چيزى براى گفتن داريد وقتى که اين متد "برابرىطلبانه" تربيت اسلامى، که در بالا نمونههايش را برشمرديم، در مدارس اسلامى به خرج دولت و شهرداريها در سوئد دمکراتيک اجرا ميشود؟!، چه جوابى داريد بدهيد وقتى که به کودکان خردسال ميآموزند که از جنسيت خود شرم کنند و خود و پيکرهاى کوچکشان را از انظار مخفى دارند؟
ما بارها اعلام کردهايم که بايد به کودک اجازه داد کودک باشد تا بتواند سير طبيعى رشد خويش را طى کند و به عنوان انسانى آزاده به دوران بزرگسالى پا بنهد. مذهب بهيچوجه به دنياى کودکان تعلق ندارد. دين را بايد به خاطر نامربوط بودنش به انسان امروزى، به خاطر خرافاتش، دگماتيسم و تنگنظريش و دشمنيش با آزادى بشر، مثل فيلمهاى هولناک و خشونتبار، براى کودکان ممنوع کرد. مدارس اسلامى مرکز بقا و ترويج عقبماندهترين ارزشهاى جامعه مردسالار و سنتى و فندامنتاليسم هستند. اين مدارس مراکز کودکآزارى هستند چون کودک در چنين سيستم غير انسانى و ناعادلانهاى نه قدرت هيچگونه دفاعى از خود دارد و نه توان استدلال.
کودکان مادام که کودک هستند نبايد در شرايطى قرار گيرند که مجبور به انتخاب دين يا عقيدهاى بشوند. اين انتخاب، امر بزرگسالان است و کودک بايد دوران کودکيش را بدور از چنين مخاطرات و ملاحظاتى طى کند. بخاطر نجات جان و سلامت کودکان، بخاطر آزادى و برابرى، بخاطر دفاع از حقوق پايهى انسان، بخاطر آينده بشريت بايد به وجود مدارس مذهبى در جامعه اعتراض کرد. کودکان مايملک والدين خود نيستند. آنها نبايد بار مذهب والدينشان را بدوش بکشند. به اين دليل مهم بايد مدارس مذهبى را بست.
از نقطه نظر کودکان آزارديده، وزير آموزش و پرورش و اداره کل آموزش و پرورش مطلقا به وظايف خويش عمل نکردهاند. بالاخره اين حضرات پاى مسوليت خود خواهند رفت يا همچنان مسئوليت را بر دوش ناتوان کودکان باقى خواهند گذاشت؟
سليمان قاسميانى
مسئول اول کودکان در سوئد
١٩-٥-٢٠٠٣