نکاهى به وضعيت کودکان خيابانى

متن سخنرانى اکبر سپيد‌دم در دومين کنفرانس اول کودکان

با سلام خدمت حضار محترم و با تشکر فراوان از برپا کنندگان اين کنفرانس و خيلى ممنونم که اين فرصت و توفيق را يافتم که در اين کنفرانس شرکت کنم و در مورد کودکان خيابانى صحبت کنم. بسيار خوشحالم که خود را در جمح عزيزانى مى‌بينم که به کودک و حقوقش فکر مى‌کنند و سرنوشت کودک برايشان مهم و مطرح است و چه چيزى بهتر و بالاتر از اين؟!! چون کودکان اولند بخاطر اينکه سنگ زيربنا و اوليه هر جامعه‌اى به راستى پرورش کودکان آن جامعه‌ است و ميزان پيشرفت آن جامعه و درجه انسانى بودن آن جامعه با وضعيت کودک اندازه‌گيرى و وزن مى‌شود.

کودکان خيابانى بازتاب تمام عيار فقر، بى‌عدالتى، گسترده‌تر شدن فاصله طبقاتى، خشونت عليه زنان، اعتياد، بيکارى، تورم، و در يک کلام بى‌ارزشى ارزشهاى انسانى در کارنامه سياه و نکبت‌بار ٢٥ ساله حاکميت جمهورى اسلامى بر جامعه ايران است که در نتجه هر روز کودکان خيابانى بيشترى را باز توليد و در صفوف کودکان خيابانى مى‌فرستد. اين کودکان تنها و سرگردان، دردمند و بيگناه، تنها از طريق کارهاى سخت و طاقت فرسا و طولانى و پر زحمت روزانه زنده مى‌مانند، يک جدال نا‌برابر و از پيش تعيين شده. رژيم جمهورى اسلامى به طور آگاهانه و سيستماتيک به آزار و شکنجه و کشتار و مسخ کودکان مشغول است. براى نمونه تنها در جنگ با عراق ٥٧٠ هزار کودک دانش‌آموز زير ١٦ سال را از نيمکتهاى درس به جبهه‌هاى جنگ با عراق فرستاد و ٩٠ در صد از خط‌‌شکنهاى جبهه‌ها را همين کودکان بى‌گناه تشکيل مى‌دادند که دسته دسته بروى مين و ميادين رفتند و تکه تکه شدنو و نيز در آنزمان چيزى در حدود ١١ ميليادر تومان از قلک‌هاى همين بچه‌ها کمک مالى براى جبهه‌ها جمع کرد. اين يکى از درد‌آورترين کارهاى جمهورى اسلامى است. در جامعه‌اى که حکومت اسلامى براى کودکان ساخته است‌ مى‌شود کودکان را خريد و فروش کرد، با ٥٠٠ تومان آنها را به گرمابه برد و به آنها تجاوز کرد، يا قطعه قطعه‌شان کرد و فروخت، برده‌شان کرد و در هرکارى اعم از دزدى، حمل‌و‌نقل مواد مخدر و فروش آن بکارشان گرفت و با حتى در شکم مادرشان و قبل از تولدش او را پيش خريد کرد و بعد گرانتر فروخت، چونکه اين کودکان در حکومت اسلامى حقوقى ندارند، ارزشى ندارند، حمايت کننده‌اى ندارند، سرپناهى ندارند، کسى را ندارند، بى‌دفاع و ساکت، خاموش‌ترين طعمه وقربانيان رژيم جمهورى اسلامى هستند، اينها کودک خيابانى هستند.

کودک خيابانى به کودکى گفته ميشود که بيشتر وقت خود را يا تمام آنرا در خيابانها مى‌گذراند و طيف گسترده‌اى را به لحاظ سنى از ٣ ساله تا ١٦ ساله تشکيل مى‌دهند، کودکان خيابانى را مى‌توان به ٣ گروه عمده تقسيم کرد:

١- کودکان بى‌سرپرست، که به علت فقر ومشکلات و فشارهاى خانواده که خود بازتاب فقرى است که جمهورى اسلامى بر جامعه تحميل کرده است به عنوان آخرين راه کودکشان به خيابانها کشيده مى‌شوند و تنها و يا همراه پدر و مادر به گدايى، پالاستيک و آلومينيم جمع کنى، دست‌فروشى و غيره وادار مى‌شوند و شبها به بيغوله‌ها و اطاقهاى محقر خود باز مى‌گردند.

٢- تک سرپرست، به علت فقرو فلاکت تحميل شده به اين خانواده‌ها، کشته شدن يا مردن يکى از والدين يا طلاق و يا در زندان بودن يکى از والدين به علت جرايم اجتماعى ناشى از تنگدستى در نتيجه به خيابان کشانده و به انواع کارهاى حقيرانه کشيده مى‌شوند، کمتر به خانه برمى‌گردند و اغلب در ميادين، زير پل‌ها، کيوسک‌هاى تلفن، در مکانهاى بسته شب را بسر مى‌برند.

٣-بى‌سرپرست، اين گروه از کودکان خيابانى در برترين شرايط ممکن هستند و از هر سو مورد تهديد، سؤ‌استفاده جنسى، شکار باندهاى مواد مخدر و تخليه اعضا؛ و غيره ...... قرار دارند. از نظر جنسيت بيشتر کودکان خيابانى را پسرها تشکيل ميدهند و اين شايد به دليل اين باشد که دختر بچه‌ها بيشتر در کارهاى خانگى و يا کارگاههاى قالى‌بافى و غيره مشغول به کار هستند، سن متوسط آنها بين ٥ تا ١٢ سال هستند. بيشتر آنها بى‌سواد در‌صد کمى با سواد و در مقطع دبستان هستند. در ايران به علت حاکميت نکبت‌بار جمهورى اسلامى نمى‌توان دست به تحقيق زد و آمار دقيقى از کودکان خيابانى ارائه داد اين مسئله از نظر جمهورى اسلامى سرى و جزء امنيت ملى محسوب مى‌گردد!!! اما اين موضوع نه از حساسيت مسئله کم ميکند و نه از عمق فاجعه. با تقريب و تخمين بين ٨٠٠ هزار تا ١ ميليون بصورت علنى و مخفى کودک خيابانى داريم. سرمداران حکومت اسلامى بى‌شرمانه و با وقاحت خاص آيت‌الله‌ها تا همين چند سال پيش حتى وجود مسئله‌اى را به نام کودکان خيابانى در ايران را بيشرمانه حاشا و انکار مى‌کردند و حالا لطف کرده‌ و زحمت کشيده‌اند که بپذيرند در اين رابطه مشکلاتى دارند.

بيشتر کودکان خيابانى شهرستانى هستند، بخصوص از شهرهاى غرب کشور و جنوب. اين کودکان زندگى را بيشتر به شکل دسته‌جمعى در اطاقهاى محقر و کثيف در غيرانسانى‌ترين و غير‌بهداشتى‌ترين قسمت جنوب شهر و يا عمدتأ زير پلها، در پارکها، ايستگاههاى ترمنيال، اتوبوس‌مسافربرى و ساختمانهاى مخروبه و در حال احداث سپرى مى‌کنند. از نظر در‌آمد و شغل بيشتر به گدايى، روزنامه‌فروشى، دست‌فروشى، واکسى، مقوا و فلز و پلاستيک و نان خشک جمع‌کنى، توزيع و فروش مواد مخدر و مصرف آن و دزدى و سرقت مشغول هستند. از نظر مدت زمان کار بين ٨ تا ١٢ ساعت کار مى‌کنند و مقدارى از درآمد خود را اگر خانواده داشته باشند براى آنها مى‌فرستند و اغلب در خانواده‌هاى پر جمعيت بدنيا آمده‌اند. اما براستى براى اين کودکان چه مى‌توان کرد؟! و چه بايد کرد؟!! و از کجا شروع کنيم؟!

به نظر من ٢ برنامه بلند و کوتاه مدت مى‌توان پيش برد.

الف: اقدامات کوتاه مدت و فورى ١-تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى از داخل و خارج کشور براى اجراى پيمان جهانى حقوقى کودک با توجه به اينکه اين پيمان‌نامه را ظاهرا جمهورى اسلامى در سال ١٣٧٢ امضاء کرده‌ است.

٢- شناسايى کودک خيابانى و ايجاد مکانهاى امن براى کودکان خيابانى.

٣- ارائه خدمات مکانى، غذايى، پزشکى به کودکان خيابانى و همچنين به خانواده‌هاى آنها.

٤- مشخص کردن و فشار آوردن به سازمانهاى مسئول حمايت از کودک در داخل و خارج کشور.

٥- استفاده از کمک‌هاى بيدريغ و انسان‌دوستانه مردمى در تمامى جنبه‌ها و زمينه‌ها از کودک خيابانى.

٦- آموزش سوادآموزى و شغلى به کودکان خيابانى.

ب: اقدامات بلند مدت

١- سرنگونى و براندازى جمهورى اسلامى که مسبب اصلى فقر و فلاکت مردم و در نتيجه کودک خيابانى است.

٢- ارائه پيشنهادى پيش‌نويس حقوق کودکان، برپايى کنفرانسها و ميتينگهايى در اين رابطه و ارائه نقض حقوق کودک و ارائه وضعيت کودک در ايران.

در خاتمه اميدوارم توانسته باشم قدمى هر چند کوچک در دفاع از کودکان برداشته باشم، يکبار ديگر از همگى شما تشکر مى‌کنم و اميدوارم زمانى برسد که حتى يک کودک گرسنه و تحقير شده وجود نداشته باشد. متشکرم.

اکبرسپيد‌دم