چرا اول کودکان

پاى صحبت ثريا شهابى

رئيس اول کودکان

آبى: اول کودکان چه سالى و چگونه تشکيل شد؟

ثريا شهابى: اول کودکان، نوامبر ٩٩ توسط منصورحکمت و من تاسيس شد. ايده و ابتکار ايجاد چنينى تشکلى را منصور حکمت سال ٩٧ در دل کمپين پرقدرت عليه حجاب کودکان در سوئد، مطرح کرد. اما تشکيل آن عملا به تعويق افتاد تا زمانى که من از دبيرى فدراسيون و سردبيرى همبستگى خارج شدم و براى تاسيس اول کودکان پيشقدم شدم. اول کودکان در واقع محصول پيشروى و موفقيت ما در سوئد در دفاع از حقوق کودکان در محيط هاى اسلامى و در مخالفت با حجاب کودکان است.

پروسه تشکيل آن بسيار ساده بود. طى توافقى با منصور حکمت قرار شد که ما آن را تاسيس کنيم. سند تاسيس آن را منصور حکمت نوشت و بقيه اسناد آن را مثل سند عضويت و اساسنامه آن را با همکارى هم نوشتيم. به اين شکل که من پيش نويس آنها را تهيه کردم و در چند رفت و برگشت و تبادل نظر با منصور حکمت سند نهايى تهيه شد. سازماندهى، انتشار بولتن ها و راه اندازى سايت و بقيه کارهاى آن ديگر تماما بعهد من قرار گرفت و طبعا هميشه همفکرى منصور حکمت را در همه کارهاى اين کمپين داشيم. اين کمپين کارش را ابتدا از انگلستان و کانادا شروع کرد اما امروز در سوئد، آلمان، عراق، ايران و هلند فعال دارد.

آبى: اهداف اول کودکان چى است؟

ثريا شهابى: اول کودکان براى دفاع از حقوق انسانى و مدنى کودکان و براى بهبود شرايط زندگى و موقعيت اجتماعى آنها در سراسر جهان تاسيس شده است. اين را پلاتفرم ما ميگويد. اما خيلى هاى ديگر هم چنين هدفهايى را پيش پاى خود گذاشته اند. آنچه که ما را از بقيه متمايز و بنوعى منحصر به فرد مى کند دامنه مبازره و دفاع ما از حقوق کودکان است. ما در دفاعمان از حقوق کودکان هيچگونه محدوديت مذهبى، فرهنگى، ملى، اقتصادى، و ايدئولوژيکى را به رسميت نمى شناسيم. به اين اعتبار قطب نماى ما منافع مستقيم کودکان است و تقدم آن بر هر منفعت و ملاحظه ديگرى. به اين خاطر هم نام کمپين مان اول کودکان است.

آبى: آيا بين بيانيه اين نهاد با کنوانسيون بين المللى حقوق کودک تقاونى وجود دارد؟ اگر هست، آن تفاوت ها کجا است؟

ثريا شهابى: من در مقاله اى در اولين بولتن اول کودکان در اين مورد به تفصيل نوشته ام. اينجا مختصرا اشاره اى به تقاوت بيانيه ما با ساير اسناد بين المللى مثل کنوانسيون حقوق کودک مى کنم. کنوانسيون حقوق کودک در مقايسه با ساير اسناد بين المللى در مورد حقوق مردم پيشرو و حاوى مطالبات انسانى زيادى است. اما کافى و جهانشمول نيست. ضمن اينکه امضا اين قرار داد کمترين تضمين و تعهدى براى دولتى که آن را امضا کرده بوجود نمى آورد. هيچوقت هم سازمان ملل هيچ دولتى را به خاطر نقض اين کنوانسيون و نقض حقوق کودکان زير فشار جدى نگذاشته است، يا به آن حمله نکرده است. البته گاهى وقتى دولت هاى غربى با دولتهاى ديگر اختلاف سياسى يا اقتصادى پيدا ميکنند از اين کنوانسيون هم استقاده ميکنند.

اما در مورد خود کنوانسيون، در جوار هر بند و سرفصلى در مورد حقوق پايه اى کودکان، چندين شرط و شروط و اگر و مگر دارد. مثلا به روشنى در تبصره ها مى گويد در تحقق مطالبات کودکان بايد وضع اقتصادى دولت را در نظر گرفت، بايد با فرهنگ و مذهب و مليت غالب تناقضى نداشته باشد، بايد شرايط تحقق مطالبات کودکان فراهم باشد. و همه مان به خوبى ميدانيم که در بحش اعظم جغرافياى جهان شرايطى که کنوانسيون حقوق کودکان بتواند بى دردسر و بدون هيچ مانعى در آن کشور پياده شود، وجود ندارد. و با تداوم حکومت هاى طبقات دار در اين کشور ها هم هرگز بوجود نخواهد آمد. مثلا ايران. تصور اينکه با حکومت اسلامى بتوان بهبود جدى در وضع کودکان داد، فقط فريب است. براى جنبشى که تنها با پرچم کنوانسيون حقوق کودکان سازمان ملل ميخواهد به جنگ بى حقوقى کودکان برود، تحقق حقوق کودکان ايران و برزيل و پاکستان و هند و برمه و بحش اعظم جهان، موکول به محال ميشود. ما به اين خاطر به اين کنفرانسيون انتقاد داريم و پلاتفرم خودمان را آلترناتيو آن مى دانيم. اما در عين حال هرکجا که بتوان به اتکا کنوانيسون و سند هاى مشابه کمترين حقى براى حتى يک کودک هم گرفت، از آن استفاده مى کنيم.

آبى: آيا اول کودکان بهبود وضعيت زندگى کودکان را در نظام هاى موجود ممکن ميداند؟ چقدر تحقق اهداف اول کودکان در نظام هاى موجود واقعبينانه است؟

ثريا شهابى: بله ما بهبود وضعيت کودکان را در سيستم هاى موجود ممکن ميدانيم. اما اين بهبود ها در قياس با ابعاد هولناک وضعيت بچه ها، خيلى ميکروسکوپى است. معمولا در کنفرانس هاى بين المللى وقتى با آمار و ارقام ميخواهند در مورد بهبود وضعيت بچه ها نسبت به سال قبل حرف بزنند عملا ناچاراند که اعتراف کنند که سرعت بى خانمان شدن، فقير شدن، مورد خشونت قرار گرفتن و مردن بر اثر بيمارى هاى قابل پيشگيرى و جنگ و .... بسيار بيشتر از نرخ ناچيز بهبود هايى است که مثلا در سايه لطف بنگاه هاى خيريه و دولتها و سازمان ملل نصيب بخشى از بچه ها ميشود. ما ميدانيم که در نظام و جامعه اى که اساس آن بر نابرابرى است، محدده اى که در آن بتوان حقوق کودکان را متحقق کرد بسيار محدود و بسته است. و بعنوان يک جريان ماگزيماليست در دفاع از حقوق کودکان خود را بخشى از تلاش انسان معاصر براى دگرگونى بنيادين جهان در راستاى منافع انسان و منافع کودکان ميدانيم. اين کمپين به شدت رنگ ايده هاى سوسياليستى دارد. هم از نظر افق آرمانهاى انسانى اش، هم در تلاشى که براى احيا حرمت و شان انسان، کودکان، ميکند. به اعتقاد من جهان سرمايه کشتارگاه کودکان است. ماشين عظيم از خودبيگانى انسان است و هيچ کس به اندازه کودکان که آسيب پذيرترين شهروندان جوامع اند در آن آسيب نمى بينند و مورد سواستفاده قرار نميگيرند. در عين حال هيچ کس هم در شکسته شدن ماشين آدم کش سرمايه دارى و برقرارى يک نظام انسانى و برابر به اندازه کودکان آزاد و رها نخواهد شد. چرا به اين خاطر که ما در جوامعى زندگى ميکنيم که همه چيز از کودک تا احساسات و نيروى انسان، کالا و به خاطر سود قابل خريد و فروش است. اين نظام جز با بى حقوق کردن بخش عظيم مردم جهان نمى چرخد. و در تامين نيازهاى اين نظام غير انسانى از کودکان بيش از هرکس و هرچيز ديگرى ميتوان استفاده کرد.

مى دانيم که بطور واقعى کودکان تنها در يک نظام انسانى، برابر و آزاد ميتوانند از همه مواهب زندگى بهرمند شوند. و ما خود را جزئى از جنبش سياسى اى مى دانيم که براى يک دنياى بهتر و ايجاد يک نظام انسانى و برابر تلاش ميکند. با اين وجود از کمترين بهبود در وضيعت کودکان در هر کجا و در هر شرايطى حمايت مى کنيم. افق هايمان براى دنيا و زندگى کودکان ماگزيماليست و بزرگ است اما در عين حال ظريف ترين وجوه کودک آزارى را مى بينيم، به آن اعتراض مى کنيم و در مقابل اش مى ايستيم و تا جايى که ميتوانيم دنياى امروز کودکان را اصلاح ميکنيم و بهبود ميدهيم.