بايد چون آينه‌اى تمام نما رنج کودکان را در ايران نشان داد

مصاحبه با اسد حکمت از ايران

آبى: براى ما چه توصيه اى داريد؟ اول کودکان براى بهبود وضعيت کودکان درايران چه کارهاى بيشترى بايد بکند؟

اسد حکمت: مطمئنا کارهاى بسيارى را بايد انجام داد ولى پيش از همه چيز و هر کارى بايد تبليغات وسيعى کرد. بايد يک نشريه منظم و در صورت امکان هفتگى چاپ کرد، متخصصين در زمينه کودک را به سازمان اول کودکان ايران دعوت نمود. بايد جلسات اينترنتى مرتب برگزار کرد. خوشبختانه تلويزيون اول کودکان راه افتاده. بايد يک فرهنگ مدرن و پيشرو و حقوق کودکان را در برنامه هاى تلويزيون نشان داد. آن را بايد به کلاس درس ايدئولوژيک براى کودکان بدل کرد و نکته‌اى که خيلى روى آن پافشارى دارم به راه انداختن يک مجموعه آثار ادبيات کودکان و حتى‌المقدور ترجمه کتب مناسب روانکاوى کودک به زبان فارسى است. با تشکر از شما

آبى: آيا فکر مى‌کنيد در ايران مى‌توان نهادهاى مدافع کودکان مستقل از هر دو جناح حکومت را تشکيل داد و تشکيل آن در گرو چيست؟

اسد حکمت: مطمئنا جواب من به شما مثبت است. دو جناح جمهورى اسلامى فرقى ندارند و تفکرشان ضد کودک و ضد شادى است. به شدت ضد برابرى است. تجربه مبارزاتى من در زمينه هاى مختلف به من مى‌گويد که جمهورى اسلامى در هر زمينه‌اى ارتجاعى است. تجربه به ما مى‌گويد که مبارزه براى اوضاعى بهتر در هر زمينه اى که به جمهورى اسلامى موکول شود به شکست کشانده مى‌شود. ولى راجع به قسمت دوم سوالتان بايد کمى بيشتر تامل کرد، اينکه مسئله در گرو چيست؟ اين در گرو فعاليت و تلاش خستگى ناپذير ما در اين بستر است. در گرو چاپ و انتشار ادبيات منظم و داشتن تبليغات ماکرو در سطح جامعه است. جامعه ايران در اين چند ساله در بسيارى از موارد (زن , تعصب مرد سالارى ) بعضى موانع را کنار زده. جامعه باز و پذيراى مدرنيته است. از اين نظر جامعه با ما همسويى پيدا مى‌کند. شک ندارم. مطمئنم که بعد از تشکيل دفتر اول کودکان در ايران انسانهاى پر شورى هستند که خيلى مشتاقانه به سوى ما سرازير مى‌شوند ولى براى اين کار احتياج به پتانسيل است و آن پتانسيل سازماندهى قوى در سرتا سر کشور مى‌باشد. نکته ديگرى که به ذهنم مى‌رسد پياده کردن پروژه هاى مالى به نفع کودکان است که بايد مصرانه پيگيرى شود. بدون پول و کمک مالى نمى‌شود فعاليتى کرد. همين جا از شما به عنوان دبير اول کودکان خواهش مى‌کنم که تدابير براى اين موضوع بينديشيد.

آبى: در مورد کودکان در بم برايمان بگوئيد؟

اسد حکمت: ٢٠٠٠٠ کودک در بم با همه آرزوهايشان دفن شدند، هزاران کودک عزيزترين کسانشان را از دست دادند، هزاران کودک دردام باندهاى مواد مخدر و سکس افتادند و خبرى هم از آنها نيست. هيچ گونه تسهيلاتى براى آنها در نظر گرفته نشده، هنوز بعد از چهار ماه در چادرهاى برزنتى زندگى مى‌کنند حتى مواد غذايى و دارويى را هم از آنها دريغ داشته‌اند. براى آسيب ديدگان اين حادثه مداوا نشده‌اند. کودکانى به چشم مى‌خورند که ناقص العضو شده اند. کودکانى به چشم مى‌خورند که از بى غذايى رنگ به صورتشان نيست. اما ما در اين چهار ماه چه کرديم؟ هيچ. نه خانه اى ساخته شده، نه پناهگاهى و نه بيمارستانى. کمکهاى مردمى هم که بلا استثنا وارد بازار شد و به فروش رسيد. با يک دهم کمکهاى مردمى مى‌شد بم را يک شبه ساخت. ولى جمهورى کثيف اسلامى به مردم و کودکان زلزله زده هم رحم نکرد. صداى فرياد ما در همان روزهاى اول خفه شد، چرا؟

چونکه هيچ سازماندهى در کار نبود. شايد خوانندگان خارجى ما باور نکنند که جمهورى اسلامى حتى از ورود مردمى که براى کمک به منطقه آمده بودند هم ممانعت به عمل آورد. حال چه بايد کرد؟ بايد اعتراضات گسترده‌اى را در سطح کشور و جهان بر عليه جمهورى اسلامى سازمان داد. بايد اول کودکان را به حمايت از کودکان بم وا داشت و نگذاشت که بازماندگان اين حادثه هم در آن جهنم تلف شوند.

آبى: مى‌دانيم که وضع کودکان در ايران هولناک است، اما بيش از هر چيز کدام ستم آنها را به تباهى کشانده است؟ براى رفع آن چه افدام فورى مى‌توان انجام داد؟

اسد حکمت: ستمى که در ايران به کودکان مى شود در سطوح مختلف است. راستش هيچ کدام از اهميت کمترى نسبت به ديگرى برخوردار نيست که من بتوانم دسته بندى و ارزشيابى کنم. آزار جنسى، شکنجه بدنى، کودکان خيابانى که به اين موضوع مفصلا مى پردازم، اسلام که بيش از همه چيز سدى در برابر تمايلات کودکان است، فقر، طلاق و از هم پاشيدگى و بى ثباتى خانواده ها٠٠٠٠ولى آنچه که در ايران بسيار زجرآور شده، پديده کودکان خيابانى است. کودکان ٤ تا ٩ ساله !! براى ٣٠٠-٢٠٠ تومان درآمد در روز بايد بدوند، گدائى کنند، زحمت بکشند، توهين بشنوند از همان حداقل رفاهى هم که بقيه برخوردارند محروم باشند. از تحصيل و بهداشت محروم باشند فقط و فقط به جرم اينکه در خانواده فقيرى متولد شده و سهمى از ثروت جامعه ندارند. اينها بى حقوقترين قشر در ميان کودکان هستند که وضع اصفناک آنها دل هر بيننده‌اى را به درد مى‌آورد. گوئى به عصر برده دارى برگشته‌ايم. باندهاى کثيف تجارت انسان هم که مثل گرگ به جان اين انسانها افتاده‌اند، براى فروش مواد مخدر از ٓانها استفاده مى‌کنند، اگر دختر باشند از آنها منبع درآمد سکس درست مى‌کنند. کودکى که بايد بازى کند، تفريح کند، برقصد و شنا کند تبديل به يک موجود بسيار شکننده مى‌شود که بسيار مشکل است که بتوان آنها را روزى از اين صدمات روانى که خورده‌اند، نجات داد. اينها کودکانى هستند که بيش از همه به ما نياز دارند. بايد سازمانهاى وسيعى را در حمايت اين کودکان را بنا نهاد. بايد ريشه باندهايى را که از اين کودکان معصوم سواستفاده مى کنند، خشکاند. بايد گلوى رژيم اسلامى را که مسبب اين اوضاع است، فشرد. بايد چنان فشار بين المللى در مورد اين مسئله بوجود آورد که ديگر روزى کودک خيابانى در ايران نداشته باشيم. مسئله دوم و بغرنجى که با آن روبرو هستيم بختک مذهب و اسلام است که به جان کودکان افتاده. که البته اين نه تنها به تبليغات حکومت، بلکه متاسفانه به فرهنگ غلط و سنتى مردم هم باز مى‌گردد. مثال هاى بسيارى در اين مورد وجود دارد. کودکى که در مدرسه به اجبار به او خرافات خوراانده مى‌شود، در خانه هم بايد طعم اين چيزها را بکشد. فرهنگ غلط هم بر روح کودکان مى‌گذارد. اينکه کودک نبايد در هيج موردى اظهار نظر کند، اينکه کودک روى حرف پدر و مادر حرف نزند. اينکه کودک بايد زود بخوابد. اينکه کودک بايد برده تصميمات والدين باشد. و يا اينکه اين فرهنگ غلط تنها راه تربيت کودک را کتک زدن مى‌داند و معتقد است که کودکى که کتک نخورد لوس مى‌شود و از اين قبيل . . . . اين فرهنگ مى‌خواهد از کودک يک موجود مطيع و سر بزير بسازد که حتى بازى کردن و شيطنت هم براى او ممنوع است. در صورتى که در جوامع مترقى معتقدند اگر بچه‌اى فعاليت و جنب و جوش نداشته باشد مريض است.

از نمونه هاى ديگر فرق گذاشتن بين فرزندان دختر و پسر است که منجر به افسردگى روانى در کودکان دختر مى‌شود. و يا ختنه کودکان و مراسم قرون وسطايى ختنه سوران است که هنوز در ايران جريان دارد. بطور کلى فرهنگ غالبى که در سطح وسيع بر امور تربيتى کودکان حاکم است فرهنگى فئودالى است.

آبى: در مورد وضعيت کودکان در ابتدائى ترين و بالاترين سطح ايران چه مى‌توان کرد؟

اسد حکمت: در ابتدائى‌ترين سطح ضرورت تشکل و سازمانيابى انسانهاى خوشفکر در کنار هم مى‌باشد. که بايد جمع شوند، مطلب بنويسند، از زندگى کودکان گذارش تهيه کنند مبارزه کنند و در پى اشاعه يک فرهنگ رو به جلو در مورد کودکان در جامعه باشند.

بايد چون آينه‌اى تمام نما رنج کودکان را در ايران نشان داد، بايد مردم را به مبارزه عليه اين وضع تشويق کرد وقتى کودکى در کرج در اثر شکنجه مادرش کشته ميشود بايد جامعه را متوجه ريشه آن کرد.

٨ آپريل ٢٠٠٤